قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨ - ما قرآن را گم كردهايم!
دلانگيز و جان پرور خود را به من نشان داد، من مسحور اين منظرهها شدم! البته اين نقشها و صورتهائى كه در اين موقع مشاهده مىكردم بآن سادگى دوران كودكى نبود، چه اينكه آن روز «تنها صورتهاى زنده و روحدار آن را ميديدم ولى امروز در پشت آنها هدفهاى عالى و مقاصد بزرگ و پر ارزش قرآن را نيز مىبينم! و در هر دو حال جاذبه و كشش آن هميشگى و لايزال است. شكر خدا كه من قرآن را پيدا كردم ...!
و آن روز بفكر افتادم آن تصوير زنده و با روحى را كه قرآن در مغز خواننده ترسيم مىكند، و هيچ قلمى قدرت ندارد مانند آن را ترسيم نمايد، مورد بحث خاصى قرار دهم و همان روز پايه تأليف اين كتاب (تصوير فنى در قرآن مجيد) ريخته شد ...»
بحثى را كه اين نويسنده مشهور اسلامى درباره پيدا كردن قرآن ذكر كرده بحث بسيار جالب و زيبا است، ولى نبايد فراموش كرد كه اين بحث تنها از نظر (درك) معانى زنده و پر احساس قرآن تعقيب شده است (دقت كنيد) در حالى كه اگر نامبرده از نظر تجسم خارجى و تحقيق واقعيات قرآن در لابلاى اعمال ما مسلمانان اين حقيقت را دنبال ميكرد، مشاهده مىنمود كه قرآن را هنوز پيدا نكرده است.
از نظر درك معانى زنده قرآن حق با اين نويسنده بزرگ است، ولى از نظر تحقق بخشيدن به اين معانى، بايد گفت: ما قرآن را گم كردهايم.
ما؛ يعنى اكثريت مسلمانان جهان، اكثريت كسانيكه به قرآن ايمان داريم و دم از اسلام ميزنيم، آرى ما قرآن را گم كردهايم.
درست است كه قرآن بر خلاف كتب ساختگى بعضى دينسازان قرون