قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢ - تسخير خورشيد و ماه
(سوره ص- ٣٦) باد را مسخّر او ساختيم، و به فرمان او حركت مىكرد. در اينجا جمله «تجرى بامره» در واقع تفسيرى براى «سخّر» محسوب مىگردد. [١] اكنون ببينيم چگونه خورشيد و ماه به سود انسانها جريان مىيابند.
اما تسخير آفتاب:
هنگامى كه آثار گوناگون و وسيع نور آفتاب را بررسى مىكنيم راستى نميدانم چه نامى بر اين منبع عظيم نيرو و انرژى بگذاريم؛ رمز حيات، بازيگر زندگى، مولّد هر گونه جنبش و تحرّك، پرتو وجود؟ تمام اين تعبيرات صحيح است و هيچگونه مبالغهاى در آنها نيست و بالاتر از آن هم هست. زيرا:
١- خورشيد در درجه اول منبع نور است، و نور مهمترين وسيله حيات و زندگى مىباشد، نور عامل اصلى تربيت موجودات زنده است، و به همين دليل موجودات زنده همه در تاريكى در آرامش و سكوت و يك حالت بى حركتى و خواب فرو ميروند، و در برابر نور به جنبش و حركت درمىآيند.
تمام رنگها از نور است، و بسيارى از فعل و انفعالهاى شيميائى در پرتو نور آفتاب انجام مىگيرد.
[١]. البته در صورتى است كه «سخّر» با «له» ذكر شود اما اگر با «عليه» ذكر گردد به معنى اين است كه چيزى به زيان كسى به كار بيفتد همانطور كه قرآن درباره قوم عاد مىگويد:
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا- بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ- سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا (حاقه- ٦ و ٧): «اما قوم عاد با يك طوفان كوبنده زور اور هلاك شدند، خداوند هفت شب و هشت روز پى در پى اين طوفان را بر آنها گمارد».