قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - ٤- قرآن و جاذبه عمومى
صفت براى «عمد» مىباشد. روى اين تفسير معنى آيه چنين ميشود: خداوندى كه آسمانها را بدون ستون قابل رؤيت، برافراشت، و نتيجه آن اين ميشود كه آسمانها ستونى دارد اما قابل مشاهده نيست.
تفسير اول از دو جهت قابل ايراد است، زيرا:
اوّلًا- قواعد ادبى به ما ميگويد: تا ممكن باشد ضمير به نزديكتر برگردد، رجوع آن به كلمات دورتر خلاف ظاهر است (در اين آيه «عمد» از «سماوات» نزديكتر است).
ثانيا- تفسير اوّل نياز به تقدير گرفتن كلمه «كذلك» دارد (كذلك ترونها) همانطور كه مفسران تصريح كردهاند، و تقدير بدون دليل بر خلاف قاعده است.
بنابراين معنى دوم با الفاظ و جملهبندى آيه كاملًا سازگارتر و مناسبتر است.
حديثى كه در تفسير آيه نقل شده نيز اين حقيقت را تأييد ميكند:
در تفسير «برهان» ذيل همين آيه از «حسين بن خالد» نقل ميكند كه اما على بن موسى الرضا (ع) فرمود:
الَيْسَ اللّهُ يَقُوُلُ بِغَيِر عَمَدٍ تَرَوْنَها؟- قُلْتُ: بَلى- قالَ ثُمَّ عَمَدَ لَكِنْ لا تَرَوْنَها.
يعنى: آيا خداوند نفرموده «بدون ستونى كه آن را مشاهده كنيد» گفتم آرى چنين است- فرمود: «بنابراين ستونى وجود دارد اما ديده نمىشود».
حديث ديگرى نيز به همين مضمون نقل شده است.
در حديث سومى نيز از امير مؤمنان امام على بن ابى طالب (ع) شده كه فرمود: