قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤ - قرآن و حركت زمين
مورد توجه محافل علمى جهان واقع نشده بود بلكه يك عقيده مطرود و فراموش شده به حساب مىآمد، و در برابر عقيده بطلميوس دانشمند بزرگ فلكى مصرى دائر بر سكون و مركزيت زمين، و حركت خورشيد و ساير ستارگان ثابت و سيار به دور آن، كه در حدود ١٥ قرن بر تمام افكار دانشمندان سايه افكنده بود، هرگز قد علم نكرد.
روى اين حساب عقيده مسلّم مردم جهان- اعم از دانشمندان و غير دانشمندان- به هنگام نزول قرآن (اوائل قرن هفتم ميلادى) سكون و مركزيت زمين بود، و كسى نمىتوانست در آن محيط غير از اين فكر كند.
ولى قرآن در حدود يك هزار سال پيش از گاليله اين عقيده را در لابلاى آيات مربوط به اسرار آفرينش و توحيد صريحاً رد كرد و تصريح نمود كه زمين با سرعت در گردش است، آنجا كه ميگويد:
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُونَ (سوره نمل- ٨٨)
كوهها را مىبينى در حالى كه چنين مىپندارى آنها ساكن و جامدند با اينكه همچون ابرها در حركتند، اين صنع خداوندى است كه هر چيز را از روى اسلوب صحيحى ساخته است، او از اعمال شما آگاه است».
اين آيه به روشنى مىگويد: كوهها در حركتند اگر چه به نظر ساكن مىآيند، مسلماً حركت كوهها بدون حركت زمينهاى ديگر كه به آنها