قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - نمونه سوم (سرچشمه اختلاف زبانها)
كه از بنا كردن شهر باز مانند. از آن سبب اسمش «بابل» گذاشته شد، زيرا كه خداوند زبان تمامى زمين را در آنجا مخلوط نمود بلكه خداوند ايشان را از آنجا به روى تمامى زمين پراكنده نمود»! [١]
بر طبق اين عبارات تورات:
نخست، زبان همه مردم جهان يكى بود تا هنگامى كه رو به سوى شرق در حركت بودند و به سرزمينى كه بعدها به نام «بابل» ناميده شد رسيدند، در آنجا تصميم گرفتند شهر و برجى كه رمز وحدت آنها باشد بسازند و نام و نشان پيدا كنند.
مثل اينكه اين كار به مذاق خداوند خوشايند نبود و از جنب و جوش و وحدتى كه داشتند و در پرتو آن همه چيز براى آنان روبراه شده بود نگران شد! از آسمان به زير آمد و تصميم گرفت آنها را از انجام اين كار بازدارد، و پراكنده كند.
اين تصميم عملى شد و زبان آنها را مخلوط ساخت، و السنه مختلف ايجاد نمود، تا زبان يكديگر را نفهمند و در جهان پراكنده شوند، و به همين دليل آن نقطه كه قبلًا «شنعار» نام داشت «بابل» ناميده شد.
از اين افسانه ساختگى كه در تورات محرَّف است، امور زير استفاده مىشود:
١- خداوند جسم و مكان دارد و از آسمان فرود مىآيد!
٢- خداوند طالب ايجاد اختلاف است، و از وحدت مردم كه موجب عمران و آبادى شهرهاى آنان و تفاهم هر چه بيشتر ميگردد ناراضى است
[١]. فصل يازدهم از سفر تكوين جملههاى ١ تا ٩- صفحه ١١ همان چاپ.