قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - نمونه سوم (سرچشمه اختلاف زبانها)
مشتركى كه در ميان بسيارى از زبانها وجود دارد شاهد ديگرى محسوب مىگردد.
در هر حال اين اختلاف السنه كه از فكر خلّاق و نوآور انسان سرچشمه ميگيرد، و يكى از وسايل شناسائى اقوام و ملتها محسوب ميگردد، از آيات خداست.
اكنون ببينيم «عهدين» در اين باره چه ميگويد، در فصل يازدهم از سفر تكوين ميخوانيم:
«در تمامى زمين زبان و تكلم يكى بود، و واقع شد هنگاميكه از طرف شرقى مىكوچيدند [١]. اينكه وادى را در زمين شنعار [٢] يافتند و در آنجا ساكن شدند و به همديگر گفتند كه بيائيد تا خشتها را بسازيم، و آنها را به آتش بسوزانيم، و ايشان را خشت به جاى سنگ و گل و چوب به جاى گچ بود. و گفتند كه بيائيد به جهت خود شهرى و برجى كه سرش به آسمان بسايد بنا كنيم، و از براى خود نامى پيدا بكنيم، مبادا كه بر روى تمامى زمين پراكنده شويم.
و خداوند به جهت ملاحظه كردن شهر و برجى كه بنى آدميان مىساختند به زير آمد. و خداوند گفت كه اينك قوم يكىاند، و از براى همگى ايشان زبان يكى است، و به كردن اين كار شروع نمودهاند، و حال از هر چه قصد ساختنش دارند چيزى از ايشان منع نميشود. بيا به زير آئيم و در آنجا زبان ايشان را مخلوط نمائيم! تا آنكه زبان همديگر را نفهمند، و خداوند ايشان را از آنجا به روى تمامى زمين پراكنده نمود
[١]. اشاره به فرزندان نوح و قبايل ايشان است.
[٢]. «شنعار» نام سرزمين بابل و پيش از اين نام بوده است.