قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح ميكند
حال مترقىترين افكار مذهبى عصر مقارن نزول قرآن را در بر داشته، در برابر مباحث عقيدهاى قرآن چنان كوتاه، كم مايه، تاريك، غير مستدل، و پر از خرافات مىنمايد كه هر گونه احتمال اقتباس اين كتاب آسمانى را از آن كتابها نفى ميكند.
اكنون يكى دو حادثه از سرگذشت انبياء را هم قرآن طرح كرده، و هم در عهدين طرح شده است و بسيارى از مسائل عقيدهاى در آن آمده است، در برابر هم قرار داده و مقايسه مىكنيم:
قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح ميكند:
«خداوند به فرشتگان فرمود: در روى زمين جانشينى براى خود قرار ميدهيم، گفتند: آيا كسى را مىآفرينى كه در زمين فساد و خونريزى كند؟ در حالى كه ما تسبيح و حمد تو را بجا مىآوريم، خداوند فرمود:
من چيزهائى ميدانم كه شما از آن بىخبريد. سپس (آدم را آفريد) و علم اسماء (حقاق و اسرار جهان هستى) را به او تعليم داد، سپس موجودات جهان را بر فرشتگان عرضه داشت و فرمود مرا از اسرار اينها آگاه سازيد اگر راست ميگوئيد، فرشتگان گفتند: خداوندا منزّهى تو، ما هيچ دانشى نداريم جز آنكه تو به ما آموختهاى (و از اين علوم بىخبريم). خداوند به آدم فرمود اين حقايق و اسرار را براى آنها بيان كن، و هنگامى كه آدم آنها را بيان كرد خداوند فرمود آيا به شما نگفتم (من چيزهائى ميدانم كه شما از آن آگاه نيستيد) من غيب آسمان و زمين را ميدانم و نيز ميدانم آنچه را شما آشكار و آنچه را پنهان مىساختيد و به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده و خضوع كنيد، همه سجده كردند جز ابليس كه امتناع و تكبر ورزيد و از كافران شد،- و به آدم گفتيم تو و همسرت در بهشت سكونت