درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
را هم ذکر کرده است . در استکمال تدریجی یک وقت هست که شیء در حال سلوک است و اصلا آن متکون منه اسم است برای شیء در حالی که به سوی کمال میرود . ولی گاهی وقتها در عین حال که متکون منه به سوی کائن سلوک میکند . اما این سلوک لازمه ذاتی متکون منه نیست . مثلا یک وقت میگوئید " کان من الصبی رجل " و یک وقت میگوئید " کان من المنی رجل " در هر دو استکمال هست ، و هر دو هم استکمال تدریجی است . ولی استکمال تدریجی در صبی با استکمال تدریجی در منی فرق دارد . صبی اسم است از برای شیء در حال سلوک . صبی را از آن جهت صبی میگویند که یعنی موجود در حال بزرگ شدن . اما منی به عقیده اینها فی حد ذاته موجودی جامد است نه یک موجود نامی . صبی فی حد ذاته یک موجود نامی است که در حال بزرگ شدن است . ولی منی یک موجود جامدی است که اگر شرایط خارجی اقتضا بکند تبدیل به رجل میشود و الا خودش در حال سلوک نیست . این قسم را هم ارسطو نگفته است . فقد ترک المعلم الاول من الاقسام ماکان استکمالا ، و کان الکون منه غیر منسوب الی الحرکة نحو الاستکمال . ایراد دیگر : و ایضا فانه لیس کل خروج عن استعداد صرف الی فعل استکمالا ، فان النفس تعتقد الرأی الخطاء فیخرج الی الفعل فیه من القوه ، و یکون لیس علی سبیلالاستکمال ، ولا أیضا علی سبیل الاستحالة . گفتند که ارسطو دو قسم را گفته است . استحاله و استکمال را . و حال آنکه قسم سومی هم داریم که نه استحاله است و نه استکمال . استحاله زوال صورت اول و عروض صورت ثانی است . و استکمال به آنست که متکون منه کمالی برای او پیدا شود بدون اینکه چیزی از او زایل شود . نوع سومی داریم که " کون شیء من شیء " است و درعین حال نه زوال صورتی است و نه کمال ، مثل همان جهل مرکب . پس منحصر به دو قسم نیست .