درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
قهرا انتساب به یک امر ( مستقل ) نخواهد بود ، انتساب به امری است که آن امر عین انتساب به علت است . اینست که علت اولی که علت وسط است علت معلول آخر هم خواهد بود . بله ، اگر علت که ایجاد کننده معلول است فقط نسبتی به معلول میداد ، و وجود معلول یک چیز بود و نسبتش به علت چیز دیگر ، میگفتیم حال که این هم یک وجودی دارد و یک نسبت به اوئی ، منافاتی ندارد که معلول دیگری به این معلول نسبت دیگری داشته باشد غیر از نسبتی که این معلول با علت خود دارد . و در این صورت دلیل نمیشود که معلول دوم هم نسبتی با آن علت داشته باشد . کأنه مثل اینست که حلقههائی را به یکدیگر قلاب کرده باشیم ، اولی را به یک جای دومی ، و جای دیگر دومی را به سومی . این معنایش چنین نیست که اولی به سومی هم قلاب شده باشد . اما وقتی که دومی تمام وجودش قلاب به سومی است ، اولی نیز که بسته به دومی است عین بسته به سومی نیز است . اینست که اگر ما یک علت اولی داشته باشیم ، نه فقط علت اولی برای معلول بلاواسطه خود است ، بلکه علت معلول معلولش و علت معلول معلول معلولش هم هست ، اگر چه صدهزار واسطه هم داشته باشد . و به همین دلیل اگر معلول اخیری داشته باشیم ، نه فقط معلول علت مباشر خودش است ، بلکه معلول علت علتش و معلول علت علت علتش هم هست . اینجا است که وقتی ما بتوانیم مطلب را به این شکل تصور بکنیم ، آن وقت این نکته برای ما روشن میشود که اگر معلول اخیری داریم و یک عده وسائط و یک علتی هم داریم ، وسط چه یکی باشد چه دو تا و چه سه تا و چه بیشتر همه در حکم وسط واحدند . یعنی همانطور که اگر یک واسطه بود میگفتیم که این واسطه نسبتی با این طرف دارد و نسبتی با آن طرف ، اگر سه تا واسطه هم باشد همه همان انتساب را دارند ، همه حکم یک منتسب را دارند ، چون همه اینها عین انتساب به مافوق خودشان هستند . اینست که شیخ میگوید که وسط چه یکی باشد چه دو تا و