معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
از مباحثى است كه با حواس ظاهرى قابل درك، مشاهده و اثبات نيست. روح، برزخ، قيامت، تجسم اعمال، نعمتهاى بهشت، عذابهاى جهنم و ... مباحثى دقيق و لطيفاند كه فهم آنها، ذهن صاف و نقّاد مىطلبد و ظاهربينان سطحىنگر از درك آن ناتواناند. قرآن با اشاره به اين گروه مىفرمايد:
از زندگى دنيا، ظاهرى را مىشناسند و حال آن كه از آخرت غافلند. آيا در خودشان به تفكر نپرداختهاند؟ خداوند، آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معين، نيافريده است و [با اين همه] بسيارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند. «١» شبههها و استبعادها بسيارى از منكران با استناد به شبههها و استبعادها از پذيرش معاد امتناع مىورزند. آنان چون زنده شدن مردهاى را كه اجزاى آن پوسيده و پراكنده شده، بعيد و مشكل مىدانند و خود را از انجام آن ناتوان مىبينند، به انكار قيامت و معاد برمىخيزند. عامل بسيارى از شبههها نيز تصوير غلطى است كه از مرگ و قيامت وجود دارد. بسيارى مرگ را مساوى نيستى پنداشتهاند و با توسل به محال بودن بازگشت دوباره معدوم و نيست شده، زنده شدن دوباره انسان را محال شمرده، قيامت را انكار كردهاند و بسيارى نيز چون نتوانستهاند مسائل مربوط به معاد و قيامت را با عقل خود توجيه و درك كنند، آنها را انكار كردهاند.
لازم به توضيح است كه گزارههاى دينى از جمله گزارههاى مربوط به معاد را مىتوان به سه نوع تقسيم كرد:
الف- خردپذير؛ گزارههايى كه وقتى با تأمّل عقلى در آنها بنگريم، هيچ منعى در پذيرش آنها نمىيابيم و استدلال عقلى را پشتوانه آنها مىبينيم. گزارههاى «خداوند يگانه است»؛ «خداوند عادل است» و ... از اين نوعاند.
ب- خردگريز؛ گزارههايى كه عقل در پذيرش آنها منعى نمىيابد و راهى براى