آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٢٢
٤- ٢. ملاك مشروعيت در اسلام عالم هستى ملك خداوند است و خداوند مالك ما و همه انسانها است. در بينش اسلامى ملاك مشروعيت، اذن خداوند است و فقط خداوند مىتواند اجازه دهد كه ديگران در امور افراد، تصرف كنند؛ چرا كه هر انسانى ولو مجرم هم باشد، از حق آزادى برخوردار است و آزادى موهبتى الهى است كه به همه انسانها اعطا شده است و كسى حق سلب آن را ندارد، مگر مالك آنها باشد و او خداوند است.
پس مشروعيت در بينش اسلامى ريشه در اعتقادات و معارف اسلامى دارد. بر اساس اعتقاد توحيدى، خداوند ربّ و صاحب اختيار هستى و انسانها است. چنين اعتقادى، ايجاب مىكند كه تصرف در امور مخلوقاتِ خدا، حتماً با اذن خداوند باشد. از سوى ديگر، تشكيل حكومت و تنظيم قوانين و ايجاد نظم، مستلزم تصرف در امور انسانها و محدود كردن آزادى افراد است و اين امر تنها از سوى كسى رواست كه داراى اين حق و اختيار باشد. از اين رو، در انديشه اسلامى همه چيز به اذن او انجام مىشود و اگر كسى را خداوند براى اجراى احكام و قوانين خود معين كرد، او مشروعيت پيدا مىكند. «١» خداوند در اين باره در قرآن آورده است:
يَا أ يُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أطِيعُوا اللَّهَ وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَاوْلِى الأمْرِ مِنْكُمْ. (نساء: ٥٩)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالامر [: اوصياى پيامبر] را.
وقتى خداوند، حق حكومت و ولايت بر مردم را به پيامبر (ص)، امام معصوم و يا جانشين امام معصوم واگذار كرده، او حق دارد احكام الهى را در جامعه اجرا كند؛ چون از ناحيه كسى نصب شده است كه همه هستى از اوست. در آيه ديگرى آمده است:
[ ٢٦ ])
اى داوود! ما تو را خليفه [و نماينده خود] در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم به حق داورى كن.