من هو المهدي - ابو طالب التجليل التبريزي - الصفحة ٤٤٦ - الفصل الخامس و الثلاثون في تاريخ ولادة المهدي عليه السّلام من كتب أهل السنّة
يسير ممّا جاء من النصوص الدالّة على الإمام الثاني عشر عن الأئمة الثقات، و الروايات في ذلك كثيرة أضربنا عن ذكرها و قد دوّنها أصحاب الحديث في كتبهم و اعتنوا بجمعها و لم يتركوا شيئا، و ممّن اعتنى بذلك و جمعه إلى الشرح و التفصيل الشيخ الإمام جمال الدين أبو عبد اللّه محمّد بن إبراهيم الشهير بالنعماني في كتابه الّذي صنّفه «ملأ الغيبة في طول الغيبة» . و جمع الحافظ أبو نعيم أربعين حديثا في أمر المهدي خاصّة.
و صنّف الشيخ أبو عبد اللّه محمّد بن يوسف الگنجي الشافعي في ذلك كتابا سمّاه «البيان في أخبار صاحب الزمان» و قال: روى ابن الخشّاب في كتابه «مواليد أهل البيت» يرفعه بسنده إلى عليّ بن موسى الرضا عليهما السّلام أنّه قال: الخلف الصالح من ولد أبي محمّد الحسن بن عليّ و هو صاحب الزمان القائم المهديّ.
و في ص ٤١٩ قال بالفارسية:
در روايت است كه شخصى گفته كه معتضد مرا با دو كس ديگر طلبيد و گفت حسن بن عليّ در سرّ من رأى وفات يافت زود برويد و در خانه وى را فرو گيرد و هركه در خانه وى ببينيد سر وى را به من آريد، راوى مىگويد كه رفتم به سراى وى در آمدم منزلى ديديم خوبى و پاكيزگى گويا كه الحال از عمارت وى فارغ شده بودند و در انجا پرده ديديم فروگذاشته پرده را برداشتيم سردابى ديديم به آنجا دار آمديم دريائى ديديم در اقصى آن حصيرى بر روى آب انداخته و مردى خوبترين صورت بر بالاى آن حصير در نماز ايستاده و بما هيچ التفات نكرد، يكى از آن دو نفر كه با من بود سبقت گرفت و خواست كه به پيش وى رود در آب غرق شد و اضطراب كرد تا دست وى گرفتم خلاص گردانيدم، بعد از آن نفر ديگر خواست كه پيش رود وى را نيز همان حال پيش آمد و خلاص كردم، من حيران بماندم پس گفتم: اى صاحب خانه از خداى تعالى و از تو عذر مىخواهم، و اللّه من ندانستم كه حال چيست و به كجا مىآيم، از آنچه كردم به خداى تعالى بازگشتم هرچند گفتم به من هيچ التفاتى نكرد، بازگشتم قصه پيش معتضد گفتم، گفت، اين سر را پوشيده