تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - تفسير ما قرآن عجيبى شنيدهايم!
را به سرمنزل سعادت و كمال مىرساند.
" جد" در لغت معانى زيادى دارد از جمله:" عظمت"،" شدت"،" جديت"" بهره و نصيب"،" نو شدن" و مانند آن مىباشد، ولى ريشه اصلى آن، به طورى كه" راغب" در" مفردات" آورده، به معنى" قطع" است، و از آنجا كه هر وجود با عظمتى از موجودات ديگر جدا مىشود، اين واژه به معنى عظمت آمده است.
همچنين در مورد ساير معانى آن همين تناسب را مىتوان در نظر گرفت.
و اگر به پدر بزرگ جد گفته مىشود آنهم به واسطه بزرگى مقام يا سن او است.
جمعى از مفسران براى" جد" در اينجا معانى محدودترى ذكر كردهاند بعضى آن را به معنى" صفات"، و بعضى به معنى" قدرت" و بعضى به معنى" ملك و حكومت" و بعضى به معنى" نعمت" و بعضى به معنى" نام" تفسير كردهاند كه همه اينها در معنى عظمت جمع است.
ولى از آنجا كه اين تعبير به هر حال معنى معروف" جد" كه همان پدر بزرگ است تداعى مىكند در بعضى از روايات آمده است كه طايفه جن از روى نادانى چنين تعبير نامناسبى را برگزيدند، يعنى شما هرگز اين گونه درباره