تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - تفسير
به گلوگاهش برسد" (كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ) [١] آن روز است كه چشم برزخى او باز مىشود، حجابها كنار مىرود، نشانههاى عذاب و كيفر را مىبيند، و به اعمال خود واقف مىشود، و در آن لحظه ايمان مىآورد، ولى ايمانى كه هرگز مفيد به حال او نخواهد بود.
" تراقى" جمع" ترقوه" به معنى استخوانهايى است كه گرداگرد گلو را گرفته است، و رسيدن جان به گلوگاه، كنايه از آخرين لحظات عمر است، زيرا هنگامى كه روح از بدن بيرون مىرود، اعضايى كه فاصله بيشترى از قلب دارند (مانند دست و پاها) زودتر از كار مىافتند، گويى روح تدريجا خود را از بدن بر مىچيند تا به گلوگاه برسد.
اين سخن را از روى عجز و ياس و بيچارگى مىگويند، در حالى كه مىدانند كار از كار گذشته است، و از دست طبيب نيز كارى ساخته نيست.
" راق" از ماده" رقى" (بر وزن نهى) و" رقيه" (بر وزن خفيه) به معنى" بالا رفتن" است، اين واژه (رقيه) به اوراد و دعاهايى كه موجب نجات مريض مىشود اطلاق گرديده، به خود طبيب از آنجا كه بيمار را رهايى مىبخشد و نجات مىدهد نيز" راقى" گفتهاند، بنا بر اين مفهوم آيه چنين است كه اطرافيان
[١]" اذا" در اينجا شرطيه است و جزاء آن محذوف است، و در تقدير چنين است" إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ انكشف له حقيقة الامر، و وجد ما عمله" ضمنا فاعل در" بلغت"" نفس" است كه محذوف مىباشد و از قرينه كلام، معلوم مىشود.