تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - نكته اشكالات واهى بهانهجويان!
در" ابطح" رسيد، و مىدانيم" ابطح" درهاى است در" مكه" و اين با نزول آيه بعد از داستان غدير مناسب نيست.
پاسخ" اولا" تعبير به" ابطح" فقط در بعضى از روايات است، نه در همه روايات، و" ثانيا"" ابطح و بطحاء" به معنى هر زمين شنزارى است كه سيل از آن جارى مىشود، و اتفاقا در سرزمين مدينه نيز مناطقى وجود دارد، كه آن را" ابطح" يا" بطحاء" مىنامند، و در اشعار عرب و روايات بسيار به آن اشاره شده است.
٣- آيه و إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ (انفال- ٣٢) مسلما بعد از جنگ بدر نازل شده، و سالها قبل از داستان غدير است.
جواب كسى نگفته است كه شان نزول آن آيه، داستان غدير است بلكه سخن در آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ مىباشد.
و اما آيه ٣٢ سوره انفال چيزى است كه" حارث بن نعمان" از آن در كلام خود استفاده كرد و اين ربطى به شان نزول ندارد، ولى تعصبهاى افراطى سبب مىشود كه انسان از چنين مطلب روشن غافل گردد.
٤- قرآن مجيد مىگويد: وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ:" خداوند آنها را عذاب نمىكند در حالى كه تو در ميان آنها هستى، و خداوند آنها را عذاب نمىكند در حالى كه استغفار مىكنند" (انفال- ٣٣) اين آيه مىگويد: با وجود پيامبر ص هرگز عذابى نازل نخواهد شد.
پاسخ: آنچه قابل قبول است اينكه عذاب عمومى و دستجمعى به خاطر پيامبر ص وجود نداشت، ولى عذابهاى خصوصى و شخصى كرارا بر افراد نازل