تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - تفسير آن روز كه هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد
ترجمه:
٨- همان روز كه آسمان همچون فلز گداخته مىشود.
٩- و كوهها مانند پشم رنگين متلاشى خواهد بود.
١٠- و هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد! ١١- آنان را به آنها نشان مىدهند (ولى هر كس گرفتار كار خويشتن است) چنان است كه گنهكار دوست مىدارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند.
١٢- و همسر و برادرش را.
١٣- و قبيلهاش كه هميشه از او حمايت مىكردند.
١٤- و تمام مردم روى زمين را تا مايه نجاتش شود.
١٥- اما هرگز چنين نيست شعلههاى سوزان آتش است.
١٦- دست و پا و پوست سر را مىكند و مىبرد.
١٧- و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردند صدا مىزند.
١٨- و آنها كه اموال را جمع و ذخيره كردند.
تفسير: آن روز كه هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد
در اين آيات، بحثهاى گذشته درباره قيامت با شرح و توضيح بيشترى ادامه مىيابد، مىفرمايد:
" همان روزى كه آسمان همچون فلز گداخته مىشود" (يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ) [١]
[١] در محل اعراب" يوم" احتمالات متعددى داده شده، ولى بهتر از همه اين است كه بدل از" قريبا" در آيه قبل باشد، يا متعلق به فعل محذوفى مانند" اذكر".