تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - تفسير نه قدرت بر دفاع دارند نه راهى براى فرار!
نه اجازه سخن گفتن دارند، و نه عذر خواهى و دفاع از خويشتن، چرا كه همه حقايق در آنجا روشن است، و چيزى براى گفتن ندارند، آرى اين زبان پشت هم انداز كه در دنيا از آزادى خود سوء استفاده كرده، به تكذيب انبياء، و استهزاء اولياء، و باطل كردن حق، و حق جلوه دادن باطل، مىپرداخت در آنجا بايد به كيفر آن اعمال قفل شود، و از كار بيفتد، كه اين خود عذاب و شكنجه دردناكى است كه در چنان صحنهاى انسان قدرت بر دفاع از خويش، و يا عذرخواهى نداشته باشد.
در حديثى از امام صادق ع آمده است كه" خداوند برتر و عادلتر و بزرگتر از آن است كه بندهاش عذر موجهى داشته باشد و به او اجازه عذرخواهى ندهد، بلكه آنها در حقيقت هيچ عذر موجهى ندارند كه مطرح كنند" [١] البته از بعضى از آيات قرآن استفاده مىشود كه در قيامت مجرمان گاهى سخن مىگويند، اين بخاطر آن است كه همان گونه كه قبلا هم اشاره كردهايم- در قيامت مواقف زيادى است، در بعضى از مواقف زبان از كار مىافتد و نوبت به گواهى اعضاء مىرسد، و در بعضى ديگر زبان گشوده مىشود، و مطالبى را بازگو مىكند كه نشانه حسرت و اندوه شديد و سرگردانى و بدبختى آنها است.
[١]" نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ٤٩.