تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - تفسير " وليد" آن ثروتمند مغرور حق نشناس!
مىكنند (گاهواره و مانند آن) سپس به هر گونه وسائل استراحت و پيشرفت و موقعيت و مقام برجسته اجتماعى اطلاق شده است، و رويهمرفته معنى وسيعى دارد كه انواع مواهب حيات و وسائل پيشرفت و موفقيت را شامل مىشود.
اين منحصر به" وليد بن مغيره" نبود، بلكه همه دنياپرستان چنينند، هرگز عطش آنها فرو نمىنشيند، و اگر هفت اقليم را زير نگين آنها قرار دهند باز هم دربند اقليمى ديگرند.
" هرگز چنين نخواهد شد كه بر نعمتش بيفزايم، چرا كه او نسبت به آيات ما دشمنى مىورزيد" (كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً).
و با اينكه به خوبى مىدانست كه اين قرآن نه كلام جن است و نه كلام بشر، ريشههايى نيرومند، و شاخههايى پرثمر، و جاذبهاى بىمانند دارد، باز آن را" سحر" مىناميد، و آورنده آن را ساحر"!" عنيد" از ماده" عناد" به گفته بعضى به آن نوع مخالفت و دشمنى گفته مىشود كه آگاهانه صورت مىگيرد، يعنى انسان حقانيت چيزى را درك كند و با آن به مخالفت برخيزد، و" وليد" مصداق روشن اين معنى بود.
تعبير به" كان" نشان مىدهد كه عناد او با حق يك امر مستمر و هميشگى بود، نه مقطعى و زود گذر.