تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - ١- تحقيق گستردهاى پيرامون علم غيب
فقال: قول اللَّه: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
:" اگر آيهاى در قرآن مجيد نبود من از آنچه در گذشته اتفاق افتاده، و حوادثى كه تا روز قيامت اتفاق مىافتد، خبر مىدادم، كسى عرض كرد كدام آيه؟ فرمود: خداوند مىفرمايد يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ:" خدا هر چيزى را بخواهد محو مىكند، و هر چيزى را بخواهد ثابت مىدارد و ام الكتاب (لوح محفوظ) نزد او است" [١] تقسيم بندى علوم مطابق اين جمع بر اساس حتمى بودن و نبودن آن است و در جمع سابق بر اساس مقدار معلومات است (دقت كنيد) ٤- راه ديگر اينكه خداوند بالفعل از همه اسرار غيب آگاه است، ولى انبياء و اولياء ممكن است بالفعل بسيارى از اسرار غيب را ندانند، اما هنگامى كه اراده كنند خداوند به آنها تعليم مىدهد، و البته اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام مىگيرد.
بنا بر اين جمع، آيات و رواياتى كه مىگويد آنها نمىدانند اشاره به ندانستن فعلى است و آنها كه مىگويد مىدانند اشاره به امكان دانستن آن است.
اين درست به آن مىماند كه كسى نامهاى را به انسان بدهد كه به ديگرى برساند، در اينجا مىتوان گفت: او از محتواى نامه اطلاعى ندارد، و در عين حال مىتواند نامه را باز كند و با خبر شود گاه صاحب نامه اجازه مطالعه را به او داده، در اين صورت مىتوان او را از يك نظر عالم به محتواى نامه دانست، و گاه به او اجازه نداده است.
شاهد اين جمع رواياتى است كه در كتاب كافى در بابى تحت عنوان ان الأئمة اذا شاؤا ان يعلموا علموا:" امامان هر گاه بخواهند چيزى را بدانند به آنها تعليم داده مىشود"، از جمله در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم:
اذا اراد
[١]" نور الثقلين" جلد ٢ صفحه ٥١٢ (حديث ١٦٠).