تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - تفسير ما قرآن عجيبى شنيدهايم!
است وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً:" آنها ميان خداوند و جن خويشاوندى قائل شدند".
تعبير به" سفيه" در اينجا ممكن است معنى جنسى و جمعى داشته باشد يعنى سفهاى ما براى خدا همسر و فرزندان قائل بودند، و شبيه و شريكى انتخاب كرده بودند، و از راه حق منحرف شده و سخنى به گزاف مىگفتند.
اين احتمال را نيز بسيارى از مفسران دادهاند كه" سفيه" در اينجا همان مفهوم فردى را دارد و اشاره به" ابليس" است كه بعد از مخالفت فرمان خدا نسبتهاى ناروايى به ساحت مقدس او داد، حتى به دستور پروردگار دائر به سجده بر آدم. رسما اعتراض كرد، و آن را دور از حكمت شمرد، و خود را برتر از آدم پنداشت.
از آنجا كه" ابليس" از جن بوده، مؤمنان جن به اين وسيله از او ابراز تنفر مىكنند، و سخن او را گزافه و شطط مىنامند، هر چند ظاهرا عالم و عابد بود، اما عالم بىعمل و عابد خود خواه و منحرف و مغرور، از مصداقهاى روشن" سفيه" است.
" شطط" (بر وزن وسط) به معنى خارج شدن از حد اعتدال و دور افتادن است، لذا به سخنانى كه دور از حق است، شطط گفته مىشود، و نيز به همين دليل حاشيه نهرهاى بزرگ كه از آب فاصله زيادى دارد و ديوارههايش