تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - تفسير خدايى كه انسان را از نطفه بىارزش آفريد
انسان براى هدف خاصى آفريده شده باشد، چشم براى ديدن و گوش براى شنيدن، و قلب براى رسانيدن غذا و اكسيژن و آب به تمام سلولهاى بدن. حتى خطوط سر انگشتان انسان نيز حكمتى دارد، ولى براى مجموع وجود او هيچ هدفى در كار نيست، و بيهوده و مهمل و بدون هيچگونه برنامه و امر و نهى و تكليف و مسئوليت آفريده شده است؟
يك فرد عادى اگر مصنوع كوچكى بىهدف بسازد به او ايراد مىكنند، و نامش را از زمره انسانهاى عاقل حذف مىنمايند، چگونه خداوند حكيم على الاطلاق ممكن است چنين آفرينش بىهدفى داشته باشد؟! و اگر گفته شود هدف همين زندگى چند روزه دنيا است، همين خور و خواب تكرارى و آميخته با هزار گونه درد و رنج، قطعا اين چيزى نيست كه بتواند آن آفرينش بزرگ را توجيه كند.
بنا بر اين نتيجه مىگيريم كه اين انسان براى هدف بزرگترى يعنى زندگى جاويدان در جوار قرب رحمت حق، و تكامل بىوقفه و بىپايان، آفريده شده است [١]
[١] در اين زمينه بحث ديگرى در ذيل آيه ١١٥ سوره مؤمنون (جلد ١٤ صفحه ٣٤٦) نيز داشتيم.