تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - سوگند به روز قيامت و و جدان ملامتگر؟
جالب اينكه به روز قيامت سوگند ياد شده كه قيامت و رستاخيزى هست، اين به خاطر آن است كه مساله رستاخيز آن چنان مسلم شمرده شده كه حتى در برابر منكران مىتوان به آن سوگند ياد كرد.
سپس در آيه بعد به عنوان يك استفهام انكارى مىافزايد:" آيا انسان مىپندارد كه ما استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟ (أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ).
در روايتى آمده است كه يكى از مشركان كه در همسايگى پيامبر ص زندگى مىكرد به نام" على بن ابى ربيعه" خدمت حضرت ص آمد و از روز قيامت سؤال كرد كه چگونه است؟ و كى خواهد بود؟ سپس افزود: اگر آن روز را من با چشم خودم. ببينم باز تصديق تو نمىكنم، و به تو ايمان نمىآورم! آيا ممكن است خداوند اين استخوانها را جمعآورى كند؟ اين باور كردنى نيست! اينجا بود كه آيات فوق نازل شد و به او پاسخ گفت و لذا پيغمبر ص در باره اين مرد لجوج معاند مىفرمود: اللهم اكفنى شر جارى السوء" خداوندا شر اين همسايه بد را از من دور كن" [١] نظير اين معنى در آيات ديگر قرآن نيز به چشم مىخورد، از جمله در آيه ٧٨ سوره يس مىخوانيم: يكى از منكران معاد قطعه استخوان پوسيدهاى
[١] اين روايت را" مراغى"، همچنين" روح المعانى" و تفسير" صافى" با مختصر تفاوتى نقل كردهاند.