تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - سوگند به روز قيامت و و جدان ملامتگر؟
ولى به عقيده ما بحث پيرامون زائده بودن يا نافيه بودن" لا" چندان مهم نيست، چرا كه نتيجه نهايى هر دو يكى است، و آن اهميت موضوعى است كه سوگند به خاطر آن ياد شده.
مهم اين است كه ببينيم در ميان اين دو سوگند (سوگند به روز قيامت و سوگند به و جدان بيدار) چه رابطهاى وجود دارد؟
حقيقت اين است كه يكى از دلائل وجود" معاد" وجود" محكمه و جدان" در درون جان انسان است كه به هنگام انجام كار نيك روح آدمى را مملو از شادى و نشاط مىكند، و از اين طريق به او پاداش مىدهد، و به هنگام انجام كار زشت يا ارتكاب جنايت روح او را سخت در فشار قرار داده و مجازات و شكنجه مىكند، به حدى كه گاه براى نجات از عذاب و جدان اقدام به خودكشى مىكند.
يعنى در واقع و جدان حكم اعدام او را صادر كرده، و به دست خودش اجرا مىكند! بازتاب" نفس لوامه" در وجود انسانها بسيار وسيع و گسترده، و از هر نظر قابل دقت و مطالعه است، و در بحث نكات اشاره بيشترى به آن خواهيم كرد.
وقتى" عالم صغير" يعنى وجود انسان در دل خود محكمه و دادگاه كوچكى دارد، چگونه" عالم كبير" با آن عظمتش محكمه عدل عظيمى نخواهد داشت؟
و از اينجا است كه ما از وجود" و جدان اخلاقى" پى به وجود" رستاخيز و قيامت" مىبريم و نيز از همين جا رابطه جالب اين دو سوگند روشن مىشود، و به تعبير ديگر سوگند دوم دليلى است بر سوگند اول.