تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - تفسير برخيز و جهانيان را انذار كن!
مفهوم آيه كلى و گسترده است، و هر گونه منت گذاردن بر خالق و خلق را شامل مىشود، نه بر پروردگارت منت بگذار كه براى او جهاد و تلاش مىكنى، چرا كه او بر تو منت گذارده كه اين مقام منيع را به تو ارزانى داشته است.
همچنين عبادت و اطاعت و اعمال صالحت را بسيار مشمر، بلكه هميشه خود را در سرحد" قصور" و" تقصير" بدان، و عبادت را يك نوع توفيق بزرگ الهى براى خودت بشمار.
به تعبير ديگر نبايد قيام و انذار تو، و نشر توحيد و بيان عظمت پروردگار، و تطهير ثياب، و پرهيز از هر گونه گناه را مايه منت بر خداوند بشمرى، يا آنها را بزرگ بدانى بلكه بايد اينها را هداياى گرانبهايى از سوى پروردگارت بدانى و به خاطر آن ممنون باشى، و آن چنان در عشق و محبت او غرق شوى كه اين كارهاى مهم را بسيار ناچيز حساب كنى.
و نيز اگر خدمتى به خلق مىكنى چه در جهات معنوى باشد مانند تبليغ و هدايت و چه در جهات مادى مانند انفاق و بخشش، هيچكدام را نبايد با منت يا انتظار جبران، آن هم جبرانى فزونتر توأم نمايى چرا كه منت، اعمال نيك را باطل و بىاثر مىكند يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى (بقره: ٢٦٤).
" لا تمنن" از ماده" منت" در اينگونه موارد به معنى سخن و گفتارى است كه بيانگر اهميت نعمتى است كه انسان به ديگرى داده است، و از اينجا رابطه آن با مساله" استكثار" (طلب فزونى) روشن مىشود، چرا كه اگر انسان خدمتش را ناچيز بشمرد انتظار پاداشى ندارد، تا چه رسد به اينكه فزونى بطلبد، و به اين ترتيب منت گذاردن هميشه سرچشمه" استكثار" است، عملى كه ارزش نعمت را به كلى از بين مىبرد.