تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٩ - تفسير برخيز و جهانيان را انذار كن!
" نذير" به خاطر آن است كه" انذار" مخصوصا در آغاز كار تاثير عميقترى در بيدار كردن ارواح خفته دارد.
در اينكه چرا پيامبر ص در بستر آرميده بود كه اين خطاب او را دعوت به قيام كرد مفسران احتمالات زيادى دادهاند:
١- مشركان عرب در آستانه موسم حج جمع شدند، و سران آنها مانند ابو جهل، و ابو سفيان، و وليد بن مغيره، و نضر بن حارث، و ... به مشورت پرداختند كه در برابر سؤالات مردمى كه از خارج به مكه مىآيند، و جسته گريخته مطالبى در باره ظهور پيامبر اسلام ص شنيدهاند چه بگويند؟
اگر هر كدام بخواهند جواب جداگانهاى بدهند، يكى كاهنش خواند، و ديگرى مجنون، و ديگرى ساحر، اين تشتت آراء اثر منفى خواهد گذاشت، بايد با وحدت كلمه به مبارزه تبليغاتى بر ضد پيامبر ص بر خيزند! بعد از گفتگو به اينجا رسيدند كه بهتر از همه اين است كه بگويند" ساحر" است زيرا يكى از آثار پديده" سحر" جدايى افكندن ميان دو همسر، و پدر و فرزند است، و پيامبر با عرضه آئين اسلام چنين كارى را انجام داده بود! اين سخن به گوش پيامبر ص رسيده سخت ناراحت شده و بيمار گونه، غمگين به خانه آمد و در بستر آرميد كه آيات فوق نازل شده و او را دعوت به قيام و مبارزه كرد.
٢- اين آيات از نخستين آياتى بود كه بر پيامبر اكرم ص نازل شد، زيرا از" جابر بن عبد اللَّه" از پيامبر ص نقل شده كه فرمود: من بر كوه حرا بودم كه صدايى برخاست گفت اى محمد!" تو رسول خدايى"! به راست و چپ نگاه كردم چيزى نديدم، به بالاى سر نگاه كردم، فرشتهاى را بر عرش در ميان آسمان و زمين ديدم، ترسيدم، و به سوى خديجه بازگشتم، و گفتم: مرا بپوشانيد مرا بپوشانيد، و آب سرد بر من بريزيد، در اين هنگام بود كه جبرئيل نازل شد