تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - تفسير من بشارت ظهور احمد را آوردهام!
موسى را از آن مبرا ساخت، در اين آيه مىخوانيم يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً:
" اى كسانى كه ايمان آوردهايد همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را (از آنچه در حق او مىگفتند) مبرا ساخت".
اين نسبتها بسيار بود، گاه او را متهم به قتل برادرش هارون كردند! و گاه (العياذ باللَّه) به روابط نامشروع با يك زن بدكار (توطئهاى كه توسط قارون حيلهگر چيده شده بود تا زير بار فرمان زكات نرود!) و گاه او را متهم به سحر و جنون، و يا پارهاى از عيوب جسمانى كه شرح آن ذيل آيه فوق در سوره احزاب آمده است كردند [١] چگونه ممكن است كسى مدعى ايمان به پيامبرى باشد، و چنين نسبتهايى را به او بدهند؟ آيا اين روشنترين نمونه جدايى گفتار از كردار نيست؟ و لذا موسى مىگويد: با اينكه شما يقين داريد من رسول خدا هستم اين سخنان ناروا چيست؟! ولى اين عمل بدون مجازات نماند چنان كه در پايان آيه مورد بحث مىخوانيم:" هنگامى كه آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت، و خدا فاسقان را هدايت نمىكند (فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).
چه مصيبتى از اين بزرگتر؟ كه انسان از هدايت الهى محروم گردد و قلبش از حق منحرف شود [٢]؟
از اين تعبير استفاده مىشود كه هدايت و ضلالت، هر چند از ناحيه خداوند است اما زمينهها و مقدمات و عوامل آن، از ناحيه خود انسان است، زيرا از يك سو
[١]" تفسير نمونه" جلد ١٧ صفحه ٤٤٤- ٤٤٦.
[٢]" زاغوا" از ماده" زيغ" به معنى انحراف از طريق مستقيم است.