تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - تفسير هيچ مجرمى از مجازات او در امان نيست!
زندگى بشر رام است، اگر فى المثل غالب سطح زمين باتلاقهايى بود كه همه چيز در آن فرو مىرفت، يا ماسههاى نرمى كه پاى انسان تا زانو در آن فرو مىنشيند يا سنگهاى تيز و خشنى كه با مختصر راه رفتن بدن انسان را كوفته و مجروح مىكند، آن وقت معنى ناآرامى زمين روشن مىشد.
از سوى سوم، فاصله آن از خورشيد نه چندان كم است كه همه چيز از شدت گرما بسوزد، و نه چندان دور است كه همه چيز از سرما بخشكد، فشار هوا بر كره زمين آن چنان است كه آرامش انسان را تامين كند، نه آن قدر زياد است كه او را خفه كند، و نه آن قدر كم است كه از هم متلاشى شود، جاذبه زمين نه آن قدر زياد است كه استخوانها را درهم بشكند، و نه آن قدر كم است كه با يك حركت انسان از جا كنده شود و در فضا پرتاب شود! خلاصه از هر نظر" ذلول" و رام و مسخر فرمان انسان است، جالب اينكه بعد از توصيف زمين به ذلول بودن دستور مىدهد كه بر" مناكب" آن راه برويد، و مىدانيم" مناكب" جمع" منكب" (بر وزن مغرب) به معنى شانه است، گويى انسان پا بر شانه زمين مىگذارد و چنان زمين آرام است كه مىتواند تعادل خود را حفظ كند.
در عين حال اشارهاى است به اينكه تا گامى برنداريد و تلاشى نكنيد بهرهاى از روزيهاى زمين نخواهيد داشت! تعبير به" رزق" نيز تعبير بسيار جامعى است كه تمام مواد غذايى زمين را اعم از حيوانى و گياهى و معدنى شامل مىشود.
ولى بدانيد اينها هدف نهايى آفرينش شما نيست، اينها همه وسائلى است در مسير" نشور" و رستاخيز و حيات ابدى شما.