تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - تفسير اين قرآن قطعا كلام خدا است
كه بر اثر ارتباط با جن و شياطين گاه بعضى از اسرار غيب را بازگو مىكردند، و مخصوصا كلمات خود را با سجع و جملهبنديهاى موزون همراه مىساختند، و از آنجا كه قرآن هم داراى خبرهاى غيبى، و هم نظم مخصوصى دارد، اين تهمت را به پيامبر ص مىزدند، در حالى كه تفاوت ميان اين دو از زمين تا آسمان است.
بعضى در شان نزول اين آيات نقل كردهاند كسى كه نسبت شعر و شاعرى به پيامبر ص داد" ابو جهل" بود، و كسى كه نسبت كهانت مىداد" عقبه" يا" عتبه" بود، و ديگران هم به دنبال آنها اين تهمتها را تكرار مىكردند.
درست است كه الفاظ قرآن هماهنگى و نظم زيبايى دارد كه گوش را نوازش، و روح را آرامش مىبخشد، اما اين نه ارتباطى با شعر شاعران دارد و نه با سجع كاهنان.
" شعر" معمولا زائيده تخيلات، و بيانگر احساسات برافروخته، و هيجانات عاطفى است، و به همين دليل فراز و نشيب و افت و خيز فراوان دارد در حالى كه قرآن در عين زيبايى و جذابى كاملا مستدل و منطقى، و محتوايى عقلانى دارد، و اگر گهگاه پيشگوييهايى از آينده كرده اين پيشگوييها اساس قرآن را تشكيل نمىدهد، تازه بر خلاف خبرهاى كاهنان همه قرين واقعيت بوده.
جملههاى" قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ" و" قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ" توبيخ و سرزنش براى كسانى است كه اين وحى آسمانى را با نشانههاى روشن مىبينند اما گاه شعرش مىخوانند، و گاه كهانت، و كمتر ايمان مىآورند.