تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - ٢- رابطه ميان" گناه" و" قطع روزى"
آن چيزى است كه هنگام حضور مستمندان در موقع چيدن ميوه، يا درو كردن زراعت به آنها پرداخته مىشود، و حد معنى ندارد [١] ولى هنگامى كه علاقه به مال و ثروت در شكل افراطى و انحرافى ظاهر مىشود صورت انحصار طلبى به خود مىگيرد، و حتى گاهى بىآنكه خود نياز به چيزى داشته باشد دوست دارد ديگران از آن محروم باشند! و به تعبير ديگر از منحصر بودن مواهب الهى به خودش لذت مىبرد، و اين بلاى بزرگى است كه مخصوصا امروز هم در جوامع انسانى نمونههاى بسيار دارد، و مىتوان آن را يك نوع بيمارى خطرناك شمرد.
داستان" أَصْحابَ الْجَنَّةِ" و صاحبان باغستان كه در آيات فوق آمده ترسيم روشنى از روحيه انحصار طلبى گروهى از ثروتمندان است كه چگونه دست به دست هم مىدهند، و براى محروم ساختن نيازمندان نقشه مىكشند، و دور از چشم آنها به برداشتن محصول و استفادههاى كلان مىپردازند، ولى بسيار مىشود كه آه اين محرومان به صاعقههاى سوزانى تبديل مىگردد و خرمن زندگى اين ثروتمندان انحصار طلب را به آتش مىكشد، و بسيار ديده شده است كه اين صاعقهها در شكل انقلابها ظاهر مىشود، و آنچه را آنها باور نمىكردند با چشم خود مىبينند، آه و فريادشان به آسمان بلند مىشود و دم از توبه و جبران خطاهاى گذشته مىزنند اما كار از كار گذشته است.
٢- رابطه ميان" گناه" و" قطع روزى"
از داستان فوق ضمنا استفاده مىشود كه در ميان" گناه" و" قطع روزى"
[١] روايات مربوط به اين موضوع را در جلد ٦" وسائل الشيعه" ابواب زكات الغلات باب ١٣، و در" سنن بيهقى" در جلد ٤ صفحه ١٣٣ مطالعه فرمائيد.