تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - تفسير سرانجام دردناك صاحبان باغ سرسبز
كردهاند، ولى اين معنى بسيار بعيد به نظر مىرسد، چرا كه ارتباطى ميان سن و گفتن چنين سخن پرمحتوايى نيست، ارتباط ميان عقل و خرد و چنين سخنانى است.
تعبير به" لَوْ لا تُسَبِّحُونَ" (چرا تسبيح خدا نمىگوئيد؟) از اين جهت است كه ريشه همه اعمال نيك ايمان و معرفة اللَّه و تسبيح و تنزيه خدا است.
بعضى نيز تسبيح را در اينجا به معنى شكر نعمت كردهاند كه لازمه آن بهرهمند ساختن محرومان است، ولى اين دو تفسير منافاتى با هم ندارد، و در مفهوم آيه جمع است.
و اما تسبيح آنها قبل از اعتراف به گناه ممكن است از اين جهت باشد كه مىخواهند" خدا" را در مورد اين بلاى عظيمى كه بر باغشان فرود آمد و نابودش كرد از هر گونه ظلم و ستمى منزه شمرند، و بگويند خداوندا! اين ما بوديم كه بر خود و ديگران ستم كرديم و مستحق چنين عذاب دردناكى شديم، اما كار تو عين عدالت و حكمت بود.
در بعضى ديگر از آيات قرآن نيز قبل از اقرار به ظلم همين تسبيح ديده مىشود، چنان كه در داستان يونس ع مىخوانيم: موقعى كه در شكم آن ماهى عظيم قرار گرفت گفت:" لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ".
" معبودى جز تو نيست، منزهى، من از ظالمان و ستمگران بودم" (انبياء ٨٧).
البته ظلم در مورد اين پيامبر بزرگ به معنى ترك اولى است چنان كه در تفسير همين آيه در جلد ١٣ گفتهايم.