تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ترجمه
ولى تفسير اول صحيحتر است [١]
" طائف" از ماده" طواف" در اصل به معنى كسى است كه بر گرد چيزى مىگردد، ولى گاه كنايه از بلا و مصيبتى است كه در شب روى مىدهد، و منظور در اينجا همين است.
" صريم" از ماده" صرم" به معنى" قطع" است و در اينجا به معنى" شب ظلمانى"، يا" درخت بدون ميوه" يا" خاكستر سياه" است: زيرا شب با فرا رسيدن روز قطع مىشود همانگونه كه روز با فرارسيدن شب، و لذا گاهى به شب و روز" صريمان" مىگويند، به هر حال منظور اين است كه آن چنان اين بلاى آسمانى كه ظاهرا صاعقه عظيمى بوده است در اين باغستان فرود آمد كه تمام آن را يك جا آتش زد، و چيزى جز مشتى زغال و خاكستر سياه از آن باقى نماند، و صاعقهها هر گاه به چيزى بزنند همين گونه خواهد بود.
[١] زيرا علاوه بر تناسب خاصى كه معنى اول با اصل ماجرا دارد، اگر معنى دوم منظور بود بايد به جاى" وَ لا يَسْتَثْنُونَ"" و لم تستثنوا" گفته شود (دقت كنيد).