تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧ - سرانجام دردناك سركشان
تا كسانى را كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند از تاريكيها به سوى نور، هدايت كند" (رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ).
در اينكه منظور از" ذكر" چيست؟ و مراد از" رسول" كيست؟ در ميان مفسران گفتگو است.
جمعى" ذكر" را به معنى" قرآن" مىدانند، در حالى كه جمع ديگرى به" رسول خدا" ص تفسير كردهاند، چرا كه مايه تذكر و يادآورى مردم است، مطابق اين تفسير" رسولا" كه بعد از آن آمده شخص پيامبر است (و كلام محذوفى ندارد) ولى منظور از" نازل كردن" در اينجا اعطاى وجود پيامبر ص به امت از سوى خدا است.
اما اگر" ذكر" را به معنى قرآن مجيد بگيريم" رسولا" نمىتواند بدل از آن باشد، و در اين جمله محذوفى است و در تقدير چنين است" انزل اللَّه اليكم ذكرا و ارسل رسولا": خداوند مايه تذكرى براى شما نازل كرد، و رسولى فرستاد.
بعضى" رسول" را به معنى" جبرئيل" تفسير كردهاند، و در اين صورت نزول او نزول حقيقى خواهد بود، چرا كه از آسمان نازل مىشد، ولى اين تفسير با جمله" يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ":" آيات خدا را بر شما مىخواند" سازگار نيست، زيرا جبرئيل مستقيما آيات الهى را بر مؤمنان نمىخواند.
كوتاه سخن اينكه هر يك از اين تفسيرها" مزيت" و" مشكلى" دارد، ولى رويهمرفته تفسير اول (ذكر به معنى قرآن و رسول به معنى پيامبر اكرم) ص از همه بهتر است، زيرا در آيات بسيار زيادى از قرآن مجيد كلمه ذكر بر قرآن اطلاق شده مخصوصا آنجا كه با كلمه" انزال" همراه باشد، به گونهاى كه هر گاه" نزول ذكر" گفته شود تداعى قرآن مىكند.