تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - تفسير يا سازش يا جدايى خداپسندانه
و عاطفى مناسب ندارند، از سوى ديگر بالآخره هر دو مسلمانند و متعلق به يك جامعه، و جدايى توأم با مخاصمه و امور ناشايست نه تنها در خود آنها اثر مىگذارد كه در فاميل دو طرف هم اثرات زيانبارى دارد، و گاه زمينه همكاريهاى آنها را در آينده به كلى بر باد مىدهد.
راستى چه خوب است كه نه فقط در زندگى زناشويى، بلكه در هر گونه دوستى و برنامه مشترك، انسان تا آنجا كه مىتواند به همكارى شايسته ادامه دهد و هر گاه نتوانست به طرز شايسته جدا شود كه" جدايى شايسته" نيز خود نوعى پيروزى و موفقيت براى طرفين است! از آنچه كه گفتيم معلوم شد كه" امساك به معروف" و" جدايى به معروف" معنى وسيعى دارد كه هر گونه شرائط واجب و مستحبّ و برنامههاى اخلاقى را دربر مىگيرد و مجموعهاى از آداب اسلامى و اخلاقى را در ذهن مجسم مىكند. سپس به دومين حكم اشاره كرده مىافزايد: هنگام طلاق و جدايى، دو مرد عادل از خودتان (از مسلمانان) را شاهد بگيريد (وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ).
تا اگر در آينده اختلافى روى دهد، هيچيك از طرفين، نتوانند واقعيتها را انكار كنند.
بعضى از مفسران، احتمال دادهاند كه شاهد گرفتن، هم در مورد طلاق است و هم در مورد رجوع، ولى از آنجا كه شاهد گرفتن به هنگام رجوع، بلكه به هنگام تزويج، قطعا واجب نيست، بنا بر اين اگر فرضا آيه فوق رجوع را هم شامل شود، در اين مورد يك دستور مستحبّ است.
و در سومين دستور، وظيفه شهود را چنين بيان مىكند:" شهادت را براى خدا برپا داريد" (وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ).
مبادا تمايل قلبى شما به يكى از دو طرف، مانع شهادت به حق باشد، بايد