تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - ١- طلاق منفورترين حلالها
با هم غير ممكن، يا طاقتفرسا و مملو از مفاسد مىكند، و اگر اصرار داشته باشيم كه اين قرارداد تا ابد بماند، سرچشمه مشكلات زيادى مىگردد، لذا اسلام با اصل طلاق موافقت كرده است، و هم اكنون نتيجه ممنوع بودن كامل طلاق را در جوامع مسيحى، ملاحظه مىكنيم كه چگونه زنان و مردان زيادى هستند كه به حكم قانون تحريف يافته مذهب مسيح ع طلاق را ممنوع مىشمرند و قانونا همسر يكديگرند، ولى در عمل جدا از يكديگر زندگى كرده، و حتى هر كدام براى خود همسرى غير رسمى انتخاب كردهاند! بنا بر اين اصل مساله طلاق يك ضرورت است، اما ضرورتى كه بايد به حد اقل ممكن تقليل يابد، و تا آنجا كه راهى براى ادامه زوجيت است كسى سراغ آن نرود.
به همين دليل در روايات اسلامى، شديدا از طلاق مذمت گرديده، و به عنوان مبغوضترين حلالها، از آن ياد شده است، چنان كه در روايتى از پيامبر ص مىخوانيم:
ما من شىء ابغض الى اللَّه عز و جل من بيت يخرب فى الاسلام بالفرقة يعنى الطلاق
:" هيچ عمل منفورتر، نزد خداوند متعال از اين نيست كه اساس خانهاى در اسلام با جدايى (يعنى طلاق) ويران گردد" [١] و در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم:
ما من شىء مما احله اللَّه ابغض اليه من الطلاق
:" چيزى از امور حلال، در پيشگاه خدا مبغوضتر از طلاق نيست" [٢] باز در حديث ديگرى از رسول اكرم ص آمده است كه فرمود:
تزوجوا و لا تطلقوا، فان الطلاق يهتز منه العرش!
:" ازدواج كنيد و طلاق ندهيد كه طلاق عرش خدا را به لرزه درمىآورد"! [٣]
[١]" وسائل الشيعة" جلد ١٥ صفحه ٢٦٦ (حديث ١).
[٢] همان مدرك حديث ٥.
[٣]" وسائل الشيعه" جلد ١٥ صفحه ٢٦٨ (حديث ٧).