تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - تفسير سرچشمه نفاق و نشانههاى منافقان!
اخبار، هرگز كذب نبود، يك واقعيت بود. ولى از نظر گوينده و مخبر چون بر خلاف عقيده آنها بود كذب محسوب مىشد، لذا قرآن مىگويد، تو پيغمبر خدا هستى اما اينها دروغ مىگويند! به تعبير ديگر: منافقان نمىخواستند، خبر از رسالت پيامبر ص بدهند، بلكه مىخواستند از اعتقاد خود به نبوت او خبر دهند، و مسلما در اين خبر دروغگو بودند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه آنها در شهادت خود انواع تاكيدها را به كار بردند [١] و خداوند نيز با قاطعيت با همان لحن، آنها را تكذيب مىكند، اشاره به اينكه در برابر آن قاطعيت، چنين قاطعيتى لازم است.
ذكر اين نكته نيز در اينجا لازم است كه" منافق" در اصل از ماده" نفق" (بر وزن نفخ) به معنى نفوذ و پيشروى است، و" نفق" (بر وزن شفق) به معنى كانالها و نقبهايى است كه زير زمين مىزنند تا براى استتار يا فرار از آن استفاده كنند.
بعضى از مفسران گفتهاند بسيارى از حيوانات مانند موش صحرايى و روباه و سوسمار براى لانه خود دو سوراخ قرار مىدهند: يكى آشكار كه از آن وارد و خارج مىشوند، و ديگرى پنهانى كه اگر احساس خطرى كنند از آن مىگريزند، اين سوراخ پنهانى را" نافقاء" گويند [٢] و به اين ترتيب" منافق" كسى است كه طريقى مرموز و مخفيانه براى خود برگزيده، تا با مخفىكارى و پنهانكارى در جامعه نفوذ كند، و به هنگام خطر از طريق ديگر فرار نمايد.
[١] استفاده از" جمله اسميه" و همچنين" ان" و" لام تاكيد".
[٢] روح البيان" جلد ٩ صفحه ٥٢٩.