تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - تفسير سرچشمه نفاق و نشانههاى منافقان!
و لذا دشمنان شكست خورده براى ادامه برنامههاى تخريبى خود تغيير چهره داده، ظاهرا به صفوف مسلمانان پيوستند، ولى در خفا به اعمال خود ادامه مىدادند.
اصولا طبيعت هر انقلابى چنين است كه بعد از پيروزى چشمگير با صفوف منافقان روبرو خواهد شد، و دشمنان سرسخت ديروز به صورت عوامل نفوذى امروز در لباس دوستان ظاهرى جلوهگر مىشوند، و از اينجا است كه مىتوان فهميد چرا اينهمه آيات مربوط به منافقين در مدينه نازل شده نه در مكه.
اين نكته نيز قابل توجه است كه مساله نفاق و منافقان مخصوص به عصر پيامبر ص نبود، بلكه هر جامعهاى- مخصوصا جوامع انقلابى- با آن روبرو هستند، به همين دليل بايد تحليلها و موشكافيهاى قرآن را روى اين مساله نه به عنوان يك مساله تاريخى، بلكه به عنوان يك مساله مورد نياز فعلى، مورد بررسى دقيق قرار داد، و از آن براى مبارزه با روح نفاق و خطوط منافقين در جوامع اسلامى امروز الهام گرفت.
و نيز بايد نشانههاى آنها را كه قرآن به طور گسترده بازگو كرده است دقيقا شناخت، و از طريق اين نشانهها به خطوط و نقشههاى آنها پىبرد.
نكته مهم ديگر اينكه خطر منافقان براى هر جامعه از خطر هر دشمنى بيشتر است، چرا كه از يك سو شناخت آنها غالبا آسان نيست، و از سوى ديگر دشمنان داخلى هستند، و گاه چنان در تار و پود جامعه نفوذ مىكنند كه جدا ساختن آنها كار بسيار مشكلى است و از سوى سوم روابط مختلف آنها با ساير اعضاء جامعه كار مبارزه را با آنها دشوار مىسازد.
به همين دليل اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده، و نيز به همين دليل قرآن سختترين حملات خود را متوجه منافقان ساخته و آن قدر كه آنها را كوبيده هيچ دشمنى را نكوبيده است.