تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - تفسير سرانجام طرح دوستى با دشمن خدا
آنها هم در عقيده با شما مخالفند، و هم عملا به مبارزه برخاستهاند، و كارى را كه بزرگترين افتخار شما است، يعنى ايمان به پروردگار، براى شما بزرگترين جرم و گناه شمردهاند، و به خاطر همين شما را از شهر و ديارتان آواره كردند، با اين حال آيا جاى اين است كه شما نسبت به آنها اظهار محبت كنيد، و براى نجاتشان از چنگال مجازات الهى به دست توانمند رزمندگان سپاه اسلام تلاش كنيد؟! سپس براى توضيح بيشتر مىافزايد:" اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كردهايد پيوند دوستى با آنها برقرار نسازيد" (إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي) [١] اگر به راستى دم از دوستى خدا مىزنيد و به خاطر او از شهر و ديار خود هجرت كردهايد، و طالب جهاد فِي سَبِيلِ اللَّهِ و جلب رضاى او هستيد اين مطلب با دوستى دشمنان خدا سازگار نيست.
سپس براى توضيح بيشتر مىافزايد:" شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مىسازيد، در حالى كه من آنچه را پنهان يا آشكار مىكنيد از همه بهتر مىدانم"! (تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ) [٢] [٣]
[١] جمعى از مفسران معتقدند كه اين جمله شرطيه جزاى محذوفى دارد كه از جمله قبل استفاده مىشود و در تقدير چنين است" ان كنتم خرجتم جهادا فى سبيلى و ابتغاء مرضاتى لا تتولوا اعدائى".
[٢] جمله فوق يك جمله استينافيه است.
[٣] تعبير به" بِما أَخْفَيْتُمْ" بجاى" ما اسررتم" از اين نظر است كه مبالغه بيشترى را مىرساند، زيرا اخفاء مرحله عميقترى از پنهانكارى است (تفسير فخر رازى ذيل آيات مورد بحث).