تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - تفسير چارپايى بر او كتابى چند!
هواى نفس شما آمد در برابر او تكبر كرديد، گروهى را تكذيب نموديد، و گروهى را به قتل رسانديد"؟! و در پايان آيه در يك جمله كوتاه و پرمعنى مىفرمايد:" خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند"؟ (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).
درست است كه هدايت كار خدا است، اما زمينه لازم دارد، و زمينه آن كه روح حقطلبى و حقجويى است بايد از ناحيه خود انسانها فراهم شود، و ستمگران از اين مرحله دورند.
قرآن در مقابل اين بلندپروازيهاى بىدليل، آنهم از ناحيه گروهى كه حامل كتاب الهى بودند اما عامل به آن نبودند، مىگويد:" به آنها بگو اى يهوديان اگر گمان مىكنيد كه شما دوستان خدا غير از مردم هستيد پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مىگوئيد" (قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ) [١] چرا كه دوست هميشه مشتاق لقاى دوست است، و مىدانيم كه لقاى
[١] مِنْ دُونِ النَّاسِ به گفته بعضى از مفسران حال براى اسم" ان" است، و به گفته بعضى ديگر صفت است براى" اولياء".