ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨١ - افراط در پذيرش و تسليم در برابر هر چه كه حديث نام دارد، يكى از دو علت وقوع در اين افترائات مىباشد
جز قرار داد و نامگذارى، حقيقت ديگرى كه بدان متكى باشد ندارند.
در نتيجه نفوس انبياء كرام را با ساير نفوس عوام كه چون، اسباب بازى ملعبه هوى و هوسها قرار مىگيرد و به خساست و جهالت مىكشاند قياس نمودهاند، غافل از اينكه ميان اين دو، از زمين تا آسمان فرق است. از افراد برگزيده بشر كه بگذريم بقيه مردم نهايت درجه تكامل نفسشان تنها اين مقدار است كه به مرحله تقوا برسند آنهم به اميد ثواب و ترس از عقاب كه اگر در پارهاى از موارد آدمى را به حقيقت برساند، در بسيارى از موارد به خطا مىاندازد.
و اگر در يك مورد يا در مواردى با گناه مواجه شود و مرتكب نگردد مىگويند عصمت الهى شاملش گرديده، آن وقت عصمت را به قوهاى معنا مىكنند كه ميان آدمى و گناه حائل مىشود، و وقتى اثر خود را مىبخشد كه ساير قواى آدمى را كه انسان مجهز به آن است باطل كند (مثلا شهوتش از نوك انگشتانش بريزد) و خلاصه آدمى را ناچار و مضطر به كار نيك و يا ترك گناه نمايد، غافل از اينكه معناى عصمت اين نيست و چنين عصمتى، بارك اللَّه ندارد.
آرى، فعلى كه انسان از روى جبر و اضطرار انجام دهد نه حسن دارد، نه جمال، و نه ثواب.
توضيح بيشتر اين بحث محتاج به تتمهاى است كه در بحثى جداگانه به زودى ايراد مىگردد- ان شاء اللَّه.
علت دوم آن، ظاهر آيه است كه مىفرمايد:(وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ)، چون نحويين گفتهاند جزاى لو لا مقدم بر خودش نمىشود، و در اين جهت لو لا را به ان شرطيه قياس كردهاند.
و بنا بر اين نظريه، جمله(وَ هَمَّ بِها) يك جمله تام و غير مربوط به لو لا خواهد بود، و در نتيجه جزاى لو لا در تقدير گرفته مىشود و آن اين است كه او قصد مىكرد و يا نظير آن و به عربى تقديرش چنين مىشود: و لقد همت به زليخا و هم بها يوسف لو لا ان را برهان ربه يفعل يعنى زليخا قصد او را كرد، و يوسف قصد زليخا را كرد، اگر برهان پرودگار خود را نديده بود مرتكب مىشد و بنا بر اين معنا، همه آن خرافات قابل قبول مىشود[١].
و ليكن خواننده عزيز در سابق فهميد كه اين نظريه باطل است، و هر دو جمله يعنى(لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ) و جمله(وَ هَمَّ بِها) دو جمله قسم و سوگند هستند، و جزاى لو لا كه در معناى جمله دومى است حذف شده، زيرا با بودن جمله دومى حاجتى به ذكر آن نبوده. پس تقدير كلام اينست: اقسم لقد همت به و اقسم لو لا أن را برهان ربه لهم بها- سوگند كه زليخا
[١] تفسير الكبير، ج ١٨، ص ١١٦ و ١١٧.