ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٩ - معناى جمله و كذلك مكنا ليوسف فى الأرض
كه الآن داريم شرح مىدهيم، و اوصافى داشته مثل اوصاف خيره كنندهاى كه در شرح داستانش آورديم. و اين خود يك نحوه لطافتى است در بيان كه گوينده چيزى را به خودش مثال زده و تشبيه كند، تا ذهن شنونده متوجه برجستگى و اهميت اوصاف آن شود، و غرضى كه در همه تشبيهها هست و آن جذاب بودن مطلب است حاصل شود.
و از همين باب است تشبيه(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ)[١] و همچنين(لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ)[٢] كه در اولى مراد اين است كه صفات خداوندى از اين جهت كه صفات اوست شبيه و نظير ندارد، و در دومى اين است كه هر چيزى كه داراى اين صفات باشد آن طور كه بهشت متصف به آن است، پس عاملين براى رسيدن به آن، عمل كنند، تا با رسيدن به آن، رستگار شوند.
احتمال دوم اين است كه منظور از تمكين، مطلق تمكين در زمين است، نه تنها آن تمكينى كه تا كنون يادآور شده. بنا بر اين تشبيه در آيه از باب تشبيه كل به بعضى از افراد است تا دلالت كند بر اينكه ساير تمكينهاى بعدى هم مثل تمكينى است كه تا كنون بيان شده. و يا تشبيه كل است به بعضى از اجزايش، تا دلالت كند بر اينكه اجزاى باقيمانده هم حالش حال همين جزئى است كه گفته شد. و بنا بر اين، معناى آيه مورد بحث اين مىشود كه: تمكين ما به يوسف در زمين به همين منوالى كه گفتيم ادامه مىيابد، چه برادرانش به وى حسد برده از ماندنش در روى زمين و نزد پدر دريغ ورزيده به چاهش انداختند، و نعمت تمتع در وطن و زندگى بدوى را از او سلب نموده، او را به مكاريان بفروختند، تا از خانه و اهلش دور سازند، و خداى سبحان عينا كيد آنان را وسيله قرار داد براى تمكنش در زمين، آنهم در خانه عزيز و در بهترين احوال، از اين به بعدش هم همين منوال ادامه مىيابد، همسر عزيز به او دلبسته و ديگر زنان اشراف مصر تعقيبش مىكنند، تا بلكه كام دل از او گرفته و لكهدارش سازند، خداوند كيد ايشان را هم عينا وسيله ظهور اخلاص و صدق ايمان وى قرار مىدهد.
و به همين منوال مصريان تصميم ميگيرند او را به زندان افكنده از آزادى و آمد و شد با مردم محرومش كنند، خداوند همين زندان را وسيله تمكين او قرار مىدهد، آن چنان تمكينى كه در سرزمين وسيع مصر هر جا بخواهد زندگى كند، و هيچ بالا دستى نباشد كه او را محدود سازد.
و كوتاه سخن، بنا بر اين احتمال، آيه شريفه از قبيل آيه(كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ)[٣] و
[١] سوره شورى، آيه ١١.
[٢] سوره صافات، آيه ٦١.
[٣] سوره مؤمن، آيه ٧٤.