ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٧ - آخرين حرف به ايمان نياورندگان اعملوا على مكانتكم
پشتگرمى ايشان به آنها است، و دلخوشند كه با آن اسباب مىتوانند اوضاع را به نفع خود بچرخانند، و سرانجام برد با آنان بشود. حاشا! گردش روزگار و غيب آسمانها و زمين و خلاصه همه امور به دست پروردگار تو است، از غيب خود عاقبت امر ايشان را آن طور كه خودش خواسته و خبر داده بيرون مىافكند و تحقق خارجى مىدهد، پس مطمئن بدان كه دور فلك به نفع تو و عليه ايشان است. و اين از آن بيانات عجيب قرآنى است.
و از همين بيان معلوم مىشود كه كلمه ربك كه در آيات مورد بحث مكرر آمده چرا در اين آيه به كلمه اللَّه تبديل شده؟ وجهش اين است كه در كلمه اللَّه اشارهاى به احاطه بر هر كوچك و بزرگ هست، كه در هيچ اسم ديگرى آن اشاره وجود ندارد، و چون مقام، اقتضاء مىكرد اعتماد و التجاء به يك ملجاى را كه هيچ قاهرى فوق آن نباشد و آن خداى سبحان است، و لذا مىبينيم بعد از تكرار كلمه رب در خلال جملات گذشته در جمله مورد بحث كلمه اللَّه را آورده، و بعد باز هم كلمه رب را به ميان مىآورد و مىفرمايد:(وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ).
(فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ)- از ظاهر كلام برمىآيد كه اين جمله متفرع بر جمله(وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ) باشد و معنايش اين است: وقتى همه امور مرجوع به او باشد پس غير او مالك چيزى نيستند، و در هيچ چيز استقلال ندارند، پس او را عبادت كن و براى خود در همه امور وكيلش بگير، و بر هيچ سببى از اسباب توكل مكن، زيرا هر سببى را او سبب كرده و اگر بخواهد سببيت را از آن سلب مىكند، پس اين خيلى نادانى است كه آدمى بر سببى از اسباب اعتماد كند و با اينكه خداوند از آنچه مىكنند غافل نيست ديگر چگونه جايز است در امر عبادت و توكل بر او كوتاهى كنيم.