ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٤ - مژده به صله رحم كنندگان كه با ارحام صالح خويش در بهشت عدن جمع خواهند شد
كه مقصود از دار همين دار دنيا است، و مقصود از دار دنيا هم زندگى دار دنيا است. پس(عُقْبَى الدَّارِ) معنايش سرانجام زندگى دنيا است.
[مژده به صله رحم كنندگان كه با ارحام صالح خويش در بهشت عدن جمع خواهند شد]
(جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ).
كلمه عدن به معناى استقرار است، وقتى گفته مىشود فلان عدن بمكان كذا معنايش اين است كه فلانى در چنين مكانى استقرار يافت. كان جواهرات زمينى و فلزات را هم بدين جهت معدن مىگويند كه جواهرات در آن استقرار دارند، پس(جَنَّاتُ عَدْنٍ) به معناى بهشتهايى است كه نوعى از استقرار و خلود و سلامتى و ايمنى از هر جهت را دارد.
كلمه(جَنَّاتُ عَدْنٍ) عطف بيان و يا بدل است از كلمه عقبى الدار ، و در نتيجه معنايش اين مىشود كه: عقبى الدار عبارتست از بهشت عدن و خلود. و بنا بر اين پس از زندگى دنيا بر حسب آن ناموسى كه خداوند آن زندگى را بر آن طبيعت و ناموس مطبوع نموده زندگى واحد و متصلى است كه ابتدايش رنج و بلا و آخرش آسايش و نعمت و سلامتى است. و يا به عبارتى اولش دنيا و آخرش آخرت است، و اين همان حقيقتى است كه خداوند از زبان اهل بهشت حكايتش نموده و فرموده:
(وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ)[١].
آيه مورد بحث به بيانى كه خوانديد در قبال آيه(يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ) قرار گرفته، و عاقبت اين حق (صله رحم) را كه اولوا الالباب بدان عمل نمودند بيان مىكند، و ايشان را نويد مىدهد به اينكه به زودى به صلحاى ارحام و دودمانشان- از قبيل پدران و مادران و ذريهها و برادران، و خواهران، و غير ايشان- مىپيوندند.
جمله(آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ) با اينكه اسم مادران در آن نيست مع ذلك همه نامبردگان بالا را شامل است، چون مادران همسران پدرانند كه كلمه ازواج شامل ايشان است، و برادران و خواهران و عموها و دايىها و اولاد آنان هم جزو ذريههاى پدرانند، كه كلمه آبائهم شامل آنان مىشود. و در آيه شريفه اختصار لطيفى بكار رفته است.
(وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ).
اين عقبى، سرانجام اعمال صالحى است كه در هر بابى از ابواب زندگى بر آن مداومت دارند.
و در هر موقعى كه ديگران منحرف مىگردند ايشان خويشتندارى نموده، خدا را اطاعت مىكنند و خود را از گناه دور مىدارند، و مصائب را تحمل مىنمايند، و اين صبرشان با خوف و خشيت توأم است.
[١] شكر آن خدايى را كه به وعدهاش در باره ما وفا كرد و زمين را به ما به ارث داد تا از بهشت هر جا كه بخواهيم منزل گزينيم. سوره زمر، آيه ٧٤.