ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦ - شرحى در مورد اختيارى بودن سعادت و شقاوت و نقش ايمان و عمل در تحصيل هر يك و بيان مراد رواياتى كه در مورد مقدر و مقضى بودن سعادت و شقاوت نقل شده است
گفت: وقتى آيه شريفه(فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ) نازل شد من از رسول خدا ٦ پرسيدم: پس ديگر به چه اميد عمل نيك انجام دهيم؟ به اميد سرنوشتى كه خدا از تقدير آن فارغ شده؟ يا به اميد چيزى كه هنوز خداوند از آن فارغ نگشته؟ فرمود: بلكه بر اساس سرنوشتى كه خدا از آن فارغ شده، و قلمهاى تقدير بر آن جارى گشته. اى عمر! و ليكن هر كسى براى چيزى كه خلق شده، عمل كردن به منظور رسيدن به آن برايش ميسور است.[١]
[شرحى در مورد اختيارى بودن سعادت و شقاوت و نقش ايمان و عمل در تحصيل هر يك و بيان مراد رواياتى كه در مورد مقدر و مقضى بودن سعادت و شقاوت نقل شده است]
مؤلف: اين جمله آخرى به طرق متعددى از طرق اهل سنت از عمر روايت شده و هم چنان كه در صحيح بخارى از عمران بن حصين روايت آورده كه گفت: به رسول خدا ٦ عرض كردم: اهل عمل در (انتظار رسيدن به) چه چيز عمل مىكنند؟
فرمود: هر كس براى رسيدن به آنچه كه تقديرش برايش نوشته راه آسانى دارد.[٢] و نيز در همان كتاب از على (كرم اللَّه وجهه) از رسول خدا ٦ روايت شده كه وقتى در تشييع جنازهاى بود، چوبى برداشت و با نوك آن زمين را مىخراشيد در همين حال فرمود: هيچ يك از شما نيست مگر آنكه منزلش را معلوم كردهاند كه در بهشت است يا در دوزخ. پرسيدند بنا بر اين آيا بر (اعمال خود) تكيه و اتكا نكنيم؟ فرمود: عمل بكنيد، زيرا هر كس براى رسيدن به آنچه كه تقدير برايش نوشته راه آسانى دارد و سپس اين آيه را تلاوت فرمودند:(فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى ...).[٣] مؤلف: براى اينكه اين مطلب روشن شود لازم است بگوييم هيچ خردمند و صاحب فكرى شك ندارد در اينكه تمامى حوادثى كه در اين عالم جريان مىيابد، چه آن حادثههايى كه از مقوله اعيانند (از قبيل پديد آمدن عسل) و يا آن حادثههايى كه از مقوله اثر اعيان باشد (مانند خواص عسل) و خلاصه هر چه باشد ما دام كه حادث نشده، در حد امكان قرار دارد يعنى ممكن است حادث بشود و ممكن است نشود، و به همين جهت، امكان هم يك نسبت به وجود آن دارد و هم نسبتى به عدم آن، مثلا يك چوب را فرض مىكنيم كه هنوز در اثر احتراق به صورت خاكستر درنيامده، اين چوب امكان دارد خاكستر شود، و عينا امكان هم دارد كه خاكستر نشود. و همچنين يك قطره منى كه مبدأ پيدايش آدمى است ما دام كه به صورت يك انسان درنيامده ممكن است ما بقى اجزاى علت انسان شدنش نيز جمع بشوند و در نتيجه اين
[١] الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٤٩.
[٢] صحيح بخارى، ج ٨، ص ١٥٣.
[٣] صحيح بخارى، ط مصر، ج ٨، ص ١٥٤.