ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٨ - مكى بودن سوره رعد و اشاره به اقوال ديگر در اين مورد
تا انتظار داشته باشند با آوردنت معجزهاى كه ايشان پيشنهاد كردهاند هدايت شوند، و از ضلالت برهند، زيرا هدايت و ضلالت به دست خداست، او است كه بر اساس نظامى حكيمانه هر كه را بخواهد هدايت و هر كه را بخواهد گمراه مىكند.
و اما اينكه گفتند (لَسْتَ مُرْسَلًا)- تو فرستاده خدا نيستى در جوابشان همين يك دليل براى تو كافى است كه خدا در كلام خود به رسالت تو شهادت داده، و معارف حقهاى كه در قرآن تو است شاهد آنست.
از جمله حقايق باهر و واضحى كه در خصوص اين سوره آورده، حقيقتى است كه جمله(أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ...)،[١] و جمله(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)[٢] و جمله(يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)[٣] و جمله(فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً)[٤] متضمن آنست.
[مكى بودن سوره رعد و اشاره به اقوال ديگر در اين مورد]
اين سوره بطورى كه از سياق آياتش و از مطالبى كه مشتمل بر آنست برمىآيد تماميش در مكه نازل شده، و از بعضى[٥] از مفسرين هم نقل شده كه گفتهاند: همگى آن مكى است مگر آخرين آيه آن كه در مدينه در شان عبد اللَّه بن سلام نازل شده، و اين قول را به كلبى و مقاتل نسبت دادهاند.
و ليكن اين قول صحيح نيست، زيرا مىبينيم كه مضمون آخرين آيه آن، همان مضمون اولين آيه آنست كه فرموده:(وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ).
بعضى[٦] ديگر گفتهاند: تمامى سوره در مدينه نازل شده مگر دو آيه از آن، يكى آيه(وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ ...)، و يكى هم آيه بعدى آن، و اين قول را به حسن و عكرمه و قتاده نسبت دادهاند. اين نيز صحيح نيست، بخاطر مضامينى كه دارد، زيرا مضامين آن با وضعى كه مسلمين در مدينه داشتند تطبيق نمىكند.
بعضى[٧] ديگر گفتهاند: تنها آيه(وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ ...)، در مدينه، و بقيه در مكه نازل شده است. و گويا صاحب اين قول اعتماد كرده است بر وصفى كه
[١] و از آسمان، آبى فرستاد. سوره بقره، آيه ٢٢.
[٢] آگاه باشيد كه( تنها) با ياد خدا دلها آرام مىگيرد. سوره رعد، آيه ٢٨.
[٣] خدا هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مىكند و اصل كتاب مشيت در پيش او است. سوره رعد، آيه ٣٩.
[٤] پس همه مكر و تدبيرها در نزد خدا است. سوره رعد، آيه ٤٢.
[٥] ( ٥ و ٦) تفسير مجمع البيان، ج ٤، ص ١٣٥، ط بيروت.
[٦] ( ٥ و ٦) تفسير مجمع البيان، ج ٤، ص ١٣٥، ط بيروت.
[٧] روح المعانى، ج ١٣، ص ٨٤، ط بيروت.