ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤ - وجوه ديگرى كه در باره تحديد خلود در آيه شريفه ذكر شده است
و با اين حال چگونه ممكن است بفرمايد بهشت و دوزخ جاودانه باقيند ما دام كه آسمانها و زمين پابرجايند.
وجه پنجم اينكه، بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ باقيند به بقاى آسمانها و زمين كه خدا خودش مىداند چه وقت اجل آن سر مىرسد، و بعد از آنكه عمر آسمانها و زمين تمام شد، خداوند عمر بهشتيان و دوزخيان را تمديد نموده و در آن دو جاودانشان مىسازد و اين تعبير مثل آنست كه كسى بگويد ايشان در بهشت و دوزخ تا پنجاه سال خالد و جاودانند و بعد از پنجاه سال خداوند مدتشان را به زمانى غير متناهى تمديد مىكند. هم چنان كه همين حرف در معناى آيه(لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً)[١] گفته شده است: يعنى پس از چند حقب (هفتاد سال) مدتشان تمديد مىشود.[٢] اين وجه نيز اشكال دارد، و آن اينكه على الظاهر مبنى بر اين است كه قسمت متناهى از زمان از جمله(ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) استفاده شود، و قسمت غير متناهى آن از جمله(إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ) و دلالت آيه شريفه بر اين دو قسمت مختلف از زمان، متوقف است بر تقدير امورى كه لفظ آيه دلالتى بر آنها ندارد.
وجه ششم اينكه، منظور از دوزخ و بهشت، دوزخ و بهشت برزخى است، و اين بهشت و دوزخ، خالد و هميشگى هستند، ما دام كه آسمانها و زمين پا بر جايند، و وقتى مدت بقاى آسمانها و زمين تمام شد و قيامت قيام نمود از آن بهشت و دوزخ براى داورى و رسيدگى به نامههاى عملشان، بيرون مىآيند.[٣] اشكال اين وجه اين است كه مخالف با سياق آيات مورد بحث است، زيرا اين آيات با ذكر روز قيامت و توصيف آن به اوصافى كه در آن آمده افتتاح شده، و بعيد است كه بعد از آنكه كلام را با اوصاف قيامت افتتاح بكند و بفرمايد: روزيست كه مردم براى آن جمع مىشوند، و يا بفرمايد روزيست مشهود، و روزيست كه وقتى فرا مىرسد هيچ نفسى بدون اذن او تكلم نمىكند آن گاه در آخر كه به اخص اوصاف آن كه همان جزاى خالد است مىرسد، ناگهان رشته سخن را قطع نموده به عالم برزخ و بهشت و دوزخ برزخى بپردازد.
علاوه بر اينكه خداى سبحان عذاب اهل برزخ را عبارت مىداند از عرضه شدن بر
[١] در آن قرنها عذاب كشند. سوره نبا، آيه ٢٣.
[٢] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٥، ص ١٩٤.
[٣] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٥، ص ١٩٤.