ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧١ - سخن بعضى از مفسرين كه آيه ذلك ليعلم و و ما أبرئ نفسي را ادامه سخن همسر عزيز مصر دانستهاند و اشكال وارد بر آن
(ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ ...)، را تتمه كلام همسر عزيز دانستهاند و وعده داديم كه بزودى اشكال آن را ايراد كنيم اينك مىگوئيم: بنا به گفته ايشان معناى دو آيه مذكور چنين مىشود كه همسر عزيز بعد از آنكه به گناه خود اعتراف نموده به راستگويى يوسف گواهى داد و گفت: ذلك اين اعترافم بر اينكه من او را مراوده كردم، و اين شهادتم بر اينكه او از راستگويانست براى اين بود: ليعلم تا يوسف وقتى اعتراف و شهادت مرا بشنود بداند كه من در غياب او به او خيانت نكردم، بلكه اعتراف نمودم كه مساله مراوده از ناحيه من بود، و او از راستگويانست(وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ) و خدا كيد خيانتكاران را هدايت نمىكند هم چنان كه كيد مرا كه مراوده و به زندان افكندن او بود هدايت نكرد، و سرانجام پس از چند سال زندانى شدن راستگويى و پاكدامنى او را برملا، و خيانت مرا نزد پادشاه و درباريانش افشاء و مرا رسوا نمود، هم چنان كه كيد ساير زنان اشراف را هم هدايت نكرد.
و من هرگز نفس خود را تبرئه نمىكنم، زيرا اين من بودم كه او را بزندان افكندم تا شايد بدين وسيله او را مجبور كنم كه به خواسته من تن در دهد، آرى(إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ).
و اما وجه اشكال آن، اين است كه: اين تفسير بسيار سخيف و نادرست است زيرا اولا اگر كلام، كلام همسر عزيز مىبود جا داشت كه در جمله(ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ) بگويد: و ليعلم انى لم اخنه بالغيب (به صيغه امر) زيرا اگر اين جمله عنوان شهادت و اعتراف زليخا باشد و به غير صورت امر گفته باشد معنايش اين مىشود: ذلك يعنى اين اعتراف و شهادت من براى اين بود كه يوسف بداند من اعتراف نموده و به پاكى او شهادت دادم، پس بر خواننده پوشيده نيست كه اين كلام كلامى است خالى از فايده.
بخلاف اينكه اگر مىگفت: و ليعلم (به صيغه امر) يعنى بايد بداند كه من در غياب او به گناه خود اعتراف و به پاكى او شهادت دادم.
علاوه بر اين لازمه اين تفسير اين است كه معناى اعتراف و شهادت باطل شود، چون اعتراف و شهادت وقتى دليل بر واقع مىگردد، و طهارت واقعى يوسف را مىرساند كه منظور از آن بيان حقيقت و اظهار حق باشد، نه اينكه يوسف بفهمد و از رفتار او در غيابش خوشش آيد.
و اگر جمله مذكور عنوان شهادت و اعتراف نباشد بلكه عنوان اعمالى باشد كه همسر عزيز در طول مدت زندانى يوسف انجام داده، و معنايش اين باشد كه من براى اين شهادت دادم و اعتراف كردم كه يوسف بداند در طول مدت زندانيش به او خيانت نكردم، در اين صورت كلامى خواهد بود هم دروغ محض و هم بىربط، زيرا او در اين مدت به وى خيانت كرده بود، چه