ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٤ - ٢ - تقواى دينى به يكى از سه امر حاصل مىشود مراتب و درجات حصول تقواى دينى و پرستش خدا بر اساس خوف، رجاء و حب
مانند تجاوزى كه اگر- العياذ باللَّه- از يوسف نسبت به زليخا سرمىزد. هم چنان كه خوددارى و تعفف يوسف از آن، بر خلاف جلوه كرد، و زليخا او را به شهوترانى و خيانت متهم نمود. آرى، در چنين فروضى جز توحيد هيچ مانع ديگرى نيست، هم چنان كه يوسف را جز علم به مقام پروردگارش چيزى جلوگير نشد و نمىتوانست بشود.
٢- تقواى دينى به يكى از سه امر حاصل مىشود [مراتب و درجات حصول تقواى دينى و پرستش خدا بر اساس خوف، رجاء و حب]
: و به عبارت ديگر خداى تعالى به يكى از سه وجه عبادت مىشود: ١- خوف ٢- رجاء ٣- حب. و اين هر سه در آيه(فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ)[١] جمع شده است.
بنا بر اين، هر شخص با ايمانى بايد نسبت به حقيقت دنيا توجه داشته باشد، و بداند كه دنيا متاع غرور و دام فريب است كه چون سراب بيابان به نظر بيننده لب تشنه، آب مىآيد و او را به سوى خود مىكشاند، ولى وقتى نزديك شود چيزى نمىبيند، و اگر چنين تنبهى داشته باشد ديگر هدف خود را از كارهايى كه در زندگى انجام مىدهد دنيا قرار نداده، مىداند كه در وراى اين دنيا جهان ديگرى است كه در آنجا به نتيجه اعمال خود مىرسد، حال يا آن نتيجه، عذابى است شديد در ازاى كارهاى زشت، و يا مغفرتى است از خدا در قبال كارهاى نيك.
پس بر اوست كه از آن عذاب بهراسد، و به آن مغفرت اميدوار باشد. ولى اگر عالىتر از اين فكر كند هدف خود را خشنودى خود قرار نمىدهد و به خاطر نجات از عذاب و رسيدن به ثواب عمل نمىكند بلكه هر چه مىكند به خاطر خدا و رضاى او است.
البته طبايع مردم در اختيار يكى از اين سه راه مختلف است، بعضى از مردم- كه اتفاقا اكثريت را هم دارا هستند- مساله ترس از عذاب بر دلهايشان چيره گشته و از انحراف و عصيان و گناه بازشان مىدارد، اينها هر چه بيشتر به تهديد و وعيدهاى الهى برمىخورند بيشتر مىترسند و در نتيجه به عبادت مىپردازند.
و بعضى ديگر حس طمع و اميدشان غلبه دارد، اينان هر چه بيشتر به وعدههاى الهى و ثوابها و درجاتى كه خداوند نويد داده برمىخورند اميدشان بيشتر شده، به خاطر رسيدن به نعمتها و كرامتها و حسن عاقبتى كه خداوند به مردم با ايمان و عمل صالح وعده داده بيشتر به تقوا
[١] در دنياى ديگر عذابى سخت هست، و هم مغفرت و خشنودى خدا، و زندگى اين دنيا جز كالايى فريبنده نيست. سوره حديد، آيه ٢٠