ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٦ - توحيد خالص يوسف
از اسباب ظاهرى بستگى و اعتماد داشت طبعا در چنين موقعيت خطرناكى از آن اسم مىبرد، ولى مىبينيم كه به غير از(مَعاذَ اللَّهِ) چيز ديگرى نگفت، و به غير از عروة الوثقاى توحيد به چيز ديگرى تمسك نجست.
پس معلوم مىشود در دل او جز پروردگارش احدى نبوده و ديدگانش جز به سوى او نمىنگريسته.
و اين همان توحيد خالصى است كه محبت الهى وى را بدان راهنمايى نموده، و ياد تمامى اسباب و حتى ياد خودش را هم از دلش بيرون افكنده، زيرا اگر انيت خود را فراموش نكرده بود مىگفت: من از تو پناه مىبرم به خدا و يا عبارت ديگرى نظير آن، بلكه گفت:
(مَعاذَ اللَّهِ). و چقدر فرق است بين اين گفتار و گفتار مريم كه وقتى روح در برابرش به صورت بشرى ايستاد و مجسم شد گفت:(إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا)[١].
خواهى گفت: اگر ياد خود را هم فراموش كرده بود چرا بعد از معاذ اللَّه گفت:(إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) و از خودش سخن گفت؟ در جواب مىگوييم: پاسخ يوسف همان كلمه(مَعاذَ اللَّهِ) بود و اما اين كلام كه بعد آورد بدين منظور بود كه توحيدى را كه(مَعاذَ اللَّهِ) افاده كرد توضيح دهد و روشنش سازد، او خواست بگويد: اينكه مىبينيم تو در پذيرايى من نهايت درجه سعى را دارى با اينكه به ظاهر سفارش عزيز بود كه گفت:(أَكْرِمِي مَثْواهُ) و ليكن من آن را كار خداى خود و يكى از احسانهاى او مىدانم. پس در حقيقت پروردگار من است كه از من به احترام پذيرايى مىكند، هر چند به تو نسبت داده مىشود، و چون چنين است واجب است كه من به او پناهنده شوم، و به همو پناهنده مىشوم، چون اجابت خواسته تو و ارتكاب اين معصيت ظلم است و ظالمان رستگار نمىشوند، پس هيچ راهى براى ارتكاب چنين گناهى نيست.
[توحيد خالص يوسف ٧ كه از پاسخ او در مقابل در خواست همسر عزيز(مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ) نمايان است]
يوسف (ع) در جمله(إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ) چند نكته را افاده كرد: اول اينكه او داراى توحيد است و به كيش بتپرستى اعتقاد ندارد، و از آنان كه به جاى خدا ارباب ديگرى اتخاذ مىكنند و تدبير عالم را به آنها نسبت مىدهند نيست، بلكه معتقد است كه جز خداى تعالى رب ديگرى وجود ندارد.
دوم اينكه او از آنان كه به زبان خدا را يكتا دانسته و ليكن عملا به او شرك مىورزند نيست و اسباب ظاهرى را مستقل در تاثير نمىداند، بلكه معتقد است هر سببى در تاثير خود
[١] من پناه مىبرم به رحمان از شر تو اگر پرهيزكار باشى. سوره مريم، آيه ١٨.