ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢١ - مراد پسران يعقوب
(اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا )[١] و نيز به يوسف عرض كردند:(تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا) و همچنين كلماتى ديگر كه همه دلالت بر خداپرستى و اعتقاد ايشان به نبوت پدر مىكند، و اگر مقصودشان از ضلالت پدر، ضلالت در دين بود با همين گفتار كافر شده بودند.
علاوه بر اينكه ايشان پدر خود را دوست مىداشته او را احترام و تعظيم مىكردهاند، و اگر نسبت به يوسف دست به چنين اقدامى زدند باز براى اين بوده كه محبت پدر را متوجه خود كنند، و لذا به يكديگر گفتند: يوسف را بكشيد و يا در زمينى دور دست بيندازيد تا توجه پدر خالص براى شما شود . پس بطورى كه از سياق آيات برمىآيد پدر را دوست داشته مىخواستند محبت او را خالص متوجه خود كنند، و اگر غير اين بود طبعا بايستى اول پدر را از بين مىبردند، نه برادر را. آرى، مىبايست او را مىكشتند و يا از او كنارهگيرى مىكردند و يا بيچارهاش مىكردند تا محيط زندگى را براى خود محيطى صاف و سالم كنند، آن وقت آسانتر به كار يوسف مىپرداختند.
از طرفى مىبينيم كه عين همين حرف را پس از چند سال در جواب پدر كه فرموده بود:
اگر ملامتم نكنيد من بوى يوسف را مىشنوم به ميان آورده و گفتند: به خدا تو هنوز در آن ضلالت قديميت باقى هستى [٢] و پر معلوم است كه مقصود ايشان از ضلالت قديمى ضلالت در دين نيست، (چون در قديم چنين سابقهاى از او نداشتند) بلكه مقصود همان افراط در محبت يوسف و مبالغه بىجا در امر او بوده.
از آيه مورد بحث و آيات مربوط به آن برمىآيد كه يعقوب (ع) در بيابان زندگى مىكرده، و داراى دوازده پسر بوده كه از چند مادر بودهاند و ده نفر از ايشان بزرگ و نيرومند و كارآمد بودهاند كه آسياى زندگى وى بر محور وجود آنان مىگشته، و ايشان به دست خود امور اموال و چهارپايان و گوسفندان پدر را اداره مىكردهاند، و اما آن دو پسر ديگر صغير و دو برادر از يك مادر بودهاند كه در دامن پدر تربيت مىشدند، و آن دو، يوسف و برادر پدر و مادريش بوده، كه يعقوب بىاندازه دوستشان مىداشته، چون در جبين آن دو آثار كمال و تقوا مشاهده مىكرده. آرى، محبت فوق العادهاش بدين سبب بوده، نه از روى هوا و هوس، و چگونه چنين نباشد و حال آنكه آنان از بندگان مخلص خدا بوده، كه با جملاتى از قبيل:(إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ)[٣] مورد مدح خدا قرار گرفته، و ما سابقا به اين معنا اشاره كرديم.
[١] سوره يوسف، آيه ٩٧.
[٢] سوره يوسف، آيه ٩٥.
[٣] ما آنان را خالص و پاكدل براى تذكر سراى آخرت گردانيديم. سوره ص، آيه ٤٦.