سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
امیر و رئیس شما باشم . بعد چون دید خیلی بد حرفی شد گفت اینها یک چیزهایی است که خودتان انجام میدهید ، لازم نیست که من راجع به این مسائل برای شما پافشاری داشته باشم . شرط کرده بود که خلافت ، بعد از او تعلق داشته باشد به حسن بن علی ، و بعد از حسن بن علی به حسین بن علی . ولی بعد از هفت هشت سال که از حکومتش گذشت شروع کرد مسئله ولایتعهد یزید را مطرح کردن . شیعیان امیرالمؤمنین را که در متن قرار داد بود که مزاحمشان نشود به حد اشد مزاحمشان شد و شروع کرد به کینه توزی نسبت به آنها . واقعا چه فرقی هست میان معاویه و عثمان ؟ هیچ فرقی نیست ، ولی عثمان کم و بیش مقام خودش را در میان مسلمین ( غیر شیعه ) حفظ کرد به عنوان یکی از خلفای راشدین که البته لغزشهایی هم داشته است ، ولی معاویه از همان اول به عنوان یک سیاستمدار دغلباز معروف شد که از نظر فقها و علمای اسلام عموما ( نه فقط ما شیعیان ، از نظر شیعیان که منطق ، جور دیگر است ) معاویه و بعد از او ، از ردیف خلفا ، از ردیف کسانی که جانشین پیغمبرند و آمدند که اسلام را اجرا کنند به کلی خارج شدند و عنوان سلاطین وملوک و پادشاهان به خود گرفتند . بنابراین وقتی که ما وضع امام حسن را با وضع امام حسین مقایسه میکنیم میبینیم که اینها از هیچ جهت قابل مقایسه نیستند . جهت آخری که خواستم عرض بکنم این است که امام حسین یک منطق بسیار رسا و یک تیغ برنده داشت . آن چه بود ؟ « من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله . . . کان حقا علی الله ان یدخله مدخله » . . . اگر کسی حکومت ستمگری را ببیند که چنین و چنان کرده است و